بنگریم چهار دیوار بی اختیار را
بنگریم اطراف دیوارهای
شكسته را
بنگریم داستان دیو و اژدها را
۰۰۰
آن طرف دیوار
كشیدن دست نوازش
برسر عمو جانم
دائی جانم
تا لگام سكوت زنند
بردهن یارانم
سد كنند
رزم جانانم
دراین میان
اشك تمساح
بزبزان قندی
سبز كرد
چراغ اصطلاح توفیق
ای رفیق ، ای رفیق
شكوفاشد چهره برادرم
برادر سخنرانم
۰۰۰۰
این طرف دیوار
زدند مارك ترور
بر رزم یارانم
بستند عهد و پیمان
تا محكمتر كنند
پل استراتژیك دشمنانم
۰۰۰
بنگرید حامیان را
زدند مهر تاًییدی
بر مارك ترورم
تا وارونه جلوه دهند
در گوش خلایق
بار دگر حقانیت یارانم
بجرم اینكه دفاع از خود میكردند
انسان بودند و بودم
میگفتم انسانم
انسان دوستی عریانم ، عریانم
زدن حامیان، مهر تاًیید
بر پیشانی بمبهای وحشی
خوش رقص جانیانم
۰۰۰
ای حامیان
من هم انسانم
حامی انسانهای با وجدانم
خواهان حامیان
بی غل وغش و عریانم
خواهان حامیان راستین جهانم
۰۰۰
ای حامیان
روا كی باشد
رسم حامیان
مهر تاًیید زنند
بر آسمان وحشت
بر پیشانی
بمبهای خوشه ای جانیان
تا بغلتد زخون
پستانك شیر
كودكان
كودكان معصوم بی زبان
تا بشگفند
صاحبان بازار ظلم جهان
شكوفا شود
بازار ظلم جانیان
بازار استثمار جهان
شهاب
گولالان
۲۰۰۴۰۵۰۱۶