[ 12.09.2004 ]

زاد روز استاد مظهرخالقي، راوي آوازکردي

• استاد مظهر خالقي پس از زنده ياد سيد علي اصغر کردستاني، به عنوان استاد مسلم آواز کردي معاصر معروف است، اکثر کردها معتقدند که صداي محزون و لحن دلنشين او هر شنونده اي را مجذوب و محظوظ مي کند.

• شهرام ناظري، که همواره با احترام از خالقي ياد مي کند، معتقد است در موسيقي معاصر کردي کسي ديگر مانند خالقي اين ستاره تابناک آواز کردي تا چند سال آينده ظهور نخواهد کرد.

دکتر احمد صارمي ( استاد دانشگاه، سوئد)

 

 

 

شنبه ٢١ شهريور ١٣٨٣ – ١١ سپتامبر ٢٠٠۴

در هفته گذشته، کتاب " آهنگ وفا " مجموعه انديشه ها و عقايد  مظهر خالقي، استاد معروف آواز کردي معاصر، در قالب مصاحبه اي جامع و مفصل به مناسبت شصت و پنجمين سال روز تو لد وي،  توسط انتشارات رسا – ناشر نام آشناي کتابهاي سياسي – در تهران منتشر شد که در آن استاد خالقي به ارائه ديدگاه ها و انتقاد هاي خود از موسيقي کردي معاصر پرداخته است.

اين کتاب که ابتدا در تابستان ۱۳۸۰ به صورت مصاحبه در کشور اسپانيا ضبط و در چهار فصل تنظيم  شده است که تدوينگر آن دکتر عرفان قانعي فرد ، مترجم و نويسنده کرد، مي باشد که هم اکنون در آمريکا بسر مي برد و به عنوان عضو هئيت علمي در دانشگاه فعاليت دارد.

 

استاد مظهر خالقي پس از زنده ياد سيد علي اصغر کردستاني، به عنوان استاد مسلم آواز کردي معاصر معروف است، زيرا اکثر کردها معتقدند که صداي محزون و لحن دلنشين او هر شنونده اي را مجذوب و محظوظ مي کند اما متاسفانه در بيست سال اخير کمتر شاهد فعليتي جدي از وي بوده ايم و همچنان به غيبت و سکوت خود ادامه داده است.در صورتي که حضور پرشور و فعاليت جدي هنرمندان کرد در موسيقي معاصر ايران پس از انقلاب بسيار مشهود و انکار ناپذير است ، هنرمنداني از چند نسل مختلف مانند " يوسف زماني ، ميرزاده ، فرج پوري ، ناظري ، کامکار ، عندليبي ، تعريف ، ساعد ، پور ناظري ،خاک طينت  و ....    " ، که ابته برادران يوسف زماني را جزو بنيان گذاران موسيقي کردي به شيوه اي علمي و آکادميک در ايران مي شناسند.

 

با وجودي که در باره موسيقي کردي ، منبع و ماخذ جامع و يا اطلاعات منظم و  مدوني در دست نيست ، اما در موسيقي معاصر ايران اکثر استادان و صاحب نظران به قدمت و غناي موسيقي کردي اعتراف مي کنند، زيرا ملودي ،ريتم و رنگ يا ضربي موسيقي کردي را در کمتر کسي هست که درگوشه هاي موسيقي ملي ايران بارها نشنيده باشد. در اين رابطه  پرويز مشکاتيان معتقد است که گذر از موسيقي ايران زمين بدون توجه به موسيقي کردي امکان پذير نيست و محمد موسوي  هم مي گويد: " گاه در برابر غناي موسيقي کردي بايد تسليم شد".

 در ميان هنرمندان معاصر آواز  کردي -  شهرام ناظري، جلال الدين محمديان، محمد رضا دارابي، صديق تعريف، بيزن کامکار، علاالدين باباشهابي، عزيز شارخ، عباس کمندي، حسين شريفي، بهروز توکلي، عمر دزه اي، ناصر رزازي، نجم الدين غلامي، رشيد فيض نزاد و...-  خلاء غيبت و سکوت چند ساله استاد مظهر خالقي بسيار محسوس است. هر چند که هيچ کدام از اين هنرمندان،  قريحه و سبک موثر خالقي را ناديده نمي گيرند و حتي  ملودي ها و نغمه هاي او را به عنوان گنجينه آواز کردي معرفي مي کنند.

  

درباره مظهر خالقي ، هنرمندان کرد و صاحب نظران  چنين مي گويند:

   دکتر بهمن کاظمي ، محقق موسيقي کردي ، معتقد است که انديشه و عقايد اين استاد برجسته موسيقي معاصر کردي بدون شک  براي نسل جوان منبعي مفيد و آموزنده خواهد بود ، زيرا خالقي به وجود نسل جوان براي اعتلا و شکوفايي هر چه بيشتر موسيقي کردي در سطح بين المللي اميد وافر دارد.جمشيد عندليبي ،آوازهاي او را عامل شهرت و سوء استفاده بسياري از هنرمندان مي داند که در غيبت او با بازسازي و گاه کپي نغمه ها و آهنگ ها به سود جويي ازخالقي پرداخته اند. کيخسرو پور ناظري ، بر اين عقيده است که وجود هنرمند والامقام و بزرگي مانند خالقي براي موسقي امروز کردستان ضرورتي غير قابل انکار است و حضور مجدد او مي تواند مو جب ايجاد رشد و خلاقيت در آواز کردي امروز ، به عنوان بخشي از موسيقي نواحي ايران زمين باشد . سعيد فرج پوري باور دارد که اجراي مجدد خالقي مشابه موجي نو در موسيقي کردي است که مخاطبان ، موسيقي اصيل کردي رااز زبان راوي صادق آن مي شنوند. بهرام ساعد ، صداي ساده و صميمي خالقي را يادآور بزرگاني همچون سيد علي اصغر کردستاني ، حسن زيرک ، علي مردان ، طاهر توفيق ، محمد مامله ، عمر دزه اي، عارف جزراوي و...مي داند  و مجتبي ميرزاده ، آهنگ ساز آثارخالقي، مي گويد: "در استوديو و هنگام ضبط، خالقي تسلط و توانايي خاصي در اجرا دارد و گاهي با يکبار خواندن و بدون تمرين نسخه اصلي را ضبط کرده ايم". اما طهمورث پور ناظري با گله از خالقي ياد مي کند و ساکت نشستن و کناره گيري او را گناهي بزرگ و غير قابل بخشش مي داند و آن جمله خالقي در کتاب را، مبني بر عدم همراهي نوازنده حرفه اي، مورد اشاره قرار مي دهد و مي پرسد: " علاوه بر پيگيري مکرر و مشتاقانه کامکارها و اعلام  آمادگي گروهي حرفه اي و مشهور مبني بر اجراي کنسرت افتخاري  با استاد خالقي، چرا او همه اين دعوت ها را بدون پاسخ گذاشته است؟ ".  شهرام ناظري ، که همواره با احترام از خالقي ياد مي کند ، معتقد است " در موسيقي معاصر کردي کسي ديگر مانند خالقي – اين ستاره تابناک آواز کردي - تا چند سال آينده ظهور نخواهد کرد"  و در اين باره رامبد صد يف – استاد آواز -  مي گويد: " مظهر خالقي  را به عنوان  راوي صادق فرهنگ و هنر کرد مي شناسم که صدايش ياد آورنده خاطرات تلخ و شيرين تاريخ پر فراز و نشيب کرد است و نغمه او آواز آزادي و عشق است و اگر اين بلبل عاشق و بي قرار سال هاست خاموش است ، زيرا در ميان مردمانش موسم گل نيافته است ".

 

       مظهر خالقي  در شهريور سال ۱۳۱۸ در سنندج -  در ميان خانواده اي از مشايخ کردستان -  ديده  به جهان گشود . در اعوان جواني نخست به مدت ۱۱ سال به آموختن و فراگيري موسيقي اصيل ايراني و تمرين سبک ها و رديف هاي آواز فارسي پرداخت و اولين اجراي  آواز او در اواخر دهه سي در راديو سنندج به زبان فارسي ضبط شده است.. وي سپس  در رشته فيزيک در دانشگاه تهران ادامه تحصيل د ا د و بنا به تحصيلات دانشگاهي ابتدا در دبيرستان هاي تجريش و شميران دبير درس ترموديناميک بود ، اما دوستي با شاد روان انجوي شيرازي او را به راديو کشانيد تا به ترجمه مطالب ادبي  و هنري زبان کردي بپردازد و به همراه ديگر هنرمندان کرد – مانند يوسف زماني ، کامکار ، مجتبي ميرزاده ، سواره ايلخاني زاده ، محمد صديق مفتي زاده ، محمد کمانگر ، فريدون مرادي ، شکر الله بابان ، عثمان احمدي ، ابراهيم ستوده ، عابد سراج الديني و...- به ترويج و اشاعه زبان و ادبيات کردي کمک کند.در  حين همکاري با ارکستر راديو ،  خالقي  با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصري ، کسروي ، بهاري ،  حنانه ، گلسرخي ، شجريان و..." آشنا مي شود و تحت تاثير آنان تجارب و آموخته هايش را سمت و سوئي خاص مي دهد .

    در همان اوائل فعاليت هنري مظهر خالقي ، حنانه  ، کسروي و يوسف زماني ، صداي او را به عنوان صداي ممتازي شتاختند که جنس صدايش شباهت زيادي به غلامحسين بنان ، استاد فقيد آواز ،  دارد و با وجود اظهار علاقه خالقي به ادامه اجراي آواز فارسي ، حنانه مانع او  مي شود زيرا اعتقاد داشت در ميان فارس ها ، خالقي  خوانند ه اي درجه سه مي شود اما نغمه خوش الحان او  در ميان کردها بر صدر خواهد نشست! و پيش بيني او واقعيت داشت ،  زيرا در اواخر دهه چهل ئ آغاز رسمي فعاليت هنري او در راديو کردي با همکاري ارکستر مشير همايون شهردار - از پيشکسوت هاي هوشمند موسيقي ايراني – آوازهايش با استقبال بي نظير مردم کرد مواجه شد که در اين باره  صديق تعريف  مغتقد است " خالقي در همان  آغاز به اوج شهرت رسيد و همچنان در آن قله افتخار مانده است ".

 

خالقي پس از ضبط و اجراي بيش از ۲۵۰ آهنگ فولکلور و  ترانه هاي اصيل  کردي ، در اواسط دهه ۵۰  مديريت سازمان راديو و تلويزيون  کرمانشاه را عهده دار ميشود و بنا بر يک سوء  تفاهم ناميمون در دوران انقلاب ، به اتهام همکاري احتمالي او، به عنوان يکي از مديران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهي   با سا واک ، دستگير و چند هفته اي زنداني مي شود -  و آن بر چسب سياسي و هاله ابهام موجب رنجش خالقي و قهر او از عرصه هنر شد -  اما سر انجام بنا به مساعدت اهالي فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پيش آمده ،با کمک جلال طالباني از طريق کردستان  عراق راهي انگلستان مي شود- زيرا مظهر خالقي و طالباني هر دو دختران ابراهيم احمد ، نويسنده نام آشناي کرد ،  را به همسري اختيار کرده اند و اثر معروف زاني گل << درد زايمان ملت >>   با ترجمه هاي محمد قاضي ودکتر عرفان قانعي فرد به زبان فارسي در بازار کتاب عرضه شده است -  و سالهاي بعد  در لندن  رحل ا قامت مي افکند و از آن روز تاکنون به ايران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمي از سوي نهادهاي هنري از وي دعوت شد تا آشتي طلبد و به مام وطن بازگردد ، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصوير و صداي خالقي پس از انقلاب بنا بر دلايل نامعلومي در رسانه هاي رسمي و محلي جمهوري اسلامي ممنوع بوده است.

 

    مظهر خالقي آخرين بار در اواخر دهه ۶۰ در يک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهي هنرمنداني مانند  سعيد فرج پوري، رضا شفيعيان ، مجيد درخشاني ، رضا قاسمي -  نوازنده سه تار  و نويسنده داستان  ارکستر شبانه –  در اجرا ي صحنه ظاهر شد ، اما پس از آن تا به امروز اثر جديدي را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت مانده است. هم اکنون پس از تحولات اخير کردستان عراق  دست اندر کار تحقيق و نگارش درباره موسيقي کردي است و در عين حا ل مديريت انستيتوي ميراث فرهنگي کردستان عراق را بر عهده دارد.

انديشه هنري و سياست حرفه اي خالقي را ميتوان تا حد زيادي به استاد  محمد رضا شجريان  شبيه دانست ، زيرا همواره از موسيقي مبتذل و غير اصيل پرهيز داشته است و ايجاد محدوديت قانوني دولت براي پخش و اجراي موسيقي اصيل را عامل اصلي ايجاد موسيقي مبتذل و کافه اي مي داند که کمتر جوهر و اصالت موسيقي ايراني را دارد.مظهر خالقي به شدت به حفظ اصالت اخلاقي و هويت هنري در اجراي کار هنري باور دارد و اينکه موسيقي دان متولي فرهنگ و راوي جامعه است و بايد حرمت اين هنر پاک و مقدس نگاه داشته شود و از اين لحاظ خود شخصيتي بسيار آرام، مبادي آ داب  و فروتن دارد.

در اين کتاب ، خالقي وضعيت موسيقي کردي امروز ايران را بسيار متحول و پر تحرک تر از دوران قبل از انقلاب مي داند و علت ايجاد چنين فضائي را در  پيشرفت ، تلاش و خلاقيت هنرمندان و توجه مردم جامعه و رشد فرهنگي مخاطبان مي داندو اظهار ميدارد که مردم کرد قدر هنر را مي دانند و به هنر مندانشان وفادارند و بدين موسيقي کردي زنده و پوياست.  هر چند در کتاب آهنگ وفا نه مصاحبه گر و نه مصاحبه شونده از ابراز بينش و تفکر سياسي  خود به دور نمانده اند.

   در حاشيه کتاب آهنگ وفا  لازم است که به واقعيتي اشاره کرد و آن هم فعاليت جدي و پيگير نويسنده اين کتاب در احيا و معرفي بهتر مظهر خالقي و به عبارتي بازشناخت او  ، بعد از دوران انقلاب اسلامي در ايران است ، که از سال ۱۳۸۰ تاکنون تحقق يافته است . هر چند دکتر عرفان قانعي فرد ، با پشتکار و علاقه خاصي در ارائه نمائي از بزرگان هنر و ادب کردي به صورت تدوين و ترجمه در اين دهه اخير  فعاليت قابل تاملي  داشته است مانند : دمي با قاضي و ترجمه ، محمد قاضي و رسالت مترجم ، درد زايمان ملت ( ابراهيم احمد) ، در حصار ميله ها ( مري سنرز آنا بروني)، خاطرات يک رعيت کرد( روناک ياسين)، مافياي قدرت و دفن دمکراسي ( نادر انتصار ) وآهنگ وفا ، که پس از کتاب " سروش مروم " دومين و شايد آخرين تدوين آ قاي دکتر قانعي فرد درباره شخصيت هاي موسيقي معاصر باشد.< ۱ >

در اين باره مظهر خالقي مي گويد که ابتدا  توسط انستيتو کرد لندن با آقاي قانعي فرد آشنا مي شود و سپس دوستي نزديک و رابطه عاطفي بين آن دو آغاز شده است و معتقد مي باشد که وي جواني آرمان گرا و هدفمند است که با عشق و صداقت تاليف و ترجمه مي کند و در ضمن فعاليت در حوزه تخصصي اش – زبانشناسي و تر جمه سياسي – از تدوين درباره فرهنگ سرزمين مادري اش ابايي ندارد و همواره بدون توجه به مخالفت ها و سانسورها با چهرهاي خندان و بي قرار زحمت مي کشد. و سپس با فروتني خاصي براي ابراز حق شناسي خود حضور دکتر قانعي فرد را سلسله جنبان  فعاليت هاي اخير خود مي داند. که از جمله آن فعاليت ها مي توان به اين چند مورد اخير  اشاره کرد :

۱.           برگزاري و اجراي مراسم بزرگداشت مظهر خالقي در اسلو. <  ۲ >

۲.           برگزاري و اجراي مراسم بزرگداشت مظهر خالقي در تهران. <  ۳  >

۳.           انتشار چند مطلب درباره خالقي در مطبوعات مانند " حيات نو ، آفتاب يزد ، بنيان ، همبستگي ، سيروان  و...

۴.           تهيه و تنظيم مجدد مجموعه آهنگ ها ي خالقي در کتابي تحت عنوان " کاروان مهر ". <  ۴  >

۵.           انتخاب و عرضه نخستين مجموعه آ,وازها و تصنيف هاي خالقي در مجموعه سي دي" جشن بهاران ". <  ۵  >

۶.           تدوين آهنگ وفا ، مجمو عه عقايد مظهر خالقي درباره موسيقي کردي.  <  ۶ >

 

به هر حال بايد انتشار کتاب آهنگ وفا را در زاد روز اين راوي بزرگ آواز کردي ، به فال نيک گرفت .اما آيا خالقي ، که امروز شمار عمرش به ۶۵ سال رسيده است ، با اجراي جديدي به انتظار  خيل مشتاقانش پاسخ مي گويد ؟ و در ادامه انتشار " آهنگ وفا " ، نغمه " ترک جفا " را خواهد گفت ؟

 

پي نوشت ها:

۱.  سروش مردم ، مجموعه ديدگاه ها و عقايد استاد محمد رضا شجريان ، که با استفاده از ۱۲ منبع و ماخذ – از جمله راز مانا – تهيه و تنظيم شده بود که مطابق برنامه اعلام شده در مطبوعات  همزمان با ترجمه انگليسي آن متن فارسي در ايران منتشر شود ، اما انتشار عجولا نه و مبتني بر سود جوئي ناشر – بدون هماهنگي با آقايان شجريان و قانعي فرد – موجب شد تا علي رغم استقبال عمومي مردم  ، کتاب در هاله اي از ابهام فرو رود. اين کتاب با نقد تلخ و لحن نيش دار عليرضا پور اميد و عبدالحسين مختاباد مواجه شد – که اشتبا ها تدوين گر را بيشتردر مظان اتهام قرار داده بودند -  و اعتراض و استمداد استاد شجريان و شکايت هاي مکرر دکتر قانعي فرد در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به جائي نرسيد و با وجود صدورو ابلاغ  حکم منع  توزيع و انتشار مجدد اثر ، همچنان ناشر -  بنا به عدم نظارت صحيح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي  - به چاپ و توزيع غير قانوني سروش مردم مبادرت مي ورزد( روزنامه هاي شرق    و اعتماد  ۲۱ و ۲۳ تير ماه ۱۳۸۳  ) و از طرفي کدورت ايجاد شده ميان استاد شجريان و دکتر قانعي فرد عاقبت بنا به حرمت دکتر شفيعي کدکني ،  با عذرخواهي و اغماض پايان پذيرفت ، اما همچنان هر دو، آزرده و دلشکسته به سوداگري جنجالي ناشر مي نگرند !

 

۲. اين مراسم در روز شنبه ۱۰ آذر ماه ۱۳۸۰ با سخنراني مظهر خالقي و دکتر خليل رشيد يان ، استاد دانشگاه درهام ، و شعر خواني پروين مشير وزيري و اسعد سراج الديني – کارمندان اسبق بخش راديو کردي – در کتابخانه شهر اسلو برگذار شد که نواي تار اسعد رزازي و آواز فرزند ارشد شادروان محمد مامله و تشويق حاضران و ابراز احساسات حاضران ، خالقي را وادار به زمزمه آواز کرد.

 

۳. در روز ۲۰ اسفند ۱۳۸۰ در ميراث فرهنگي کشور در تهران با حضور جامعه کرد هاي مقيم مرکز و هنر منداني مانند : شهرام ناظري ، صديق تعريف ، حسين يوسف زماني ، سعيد فرج پوري، علا الدين با با شهابي ، اسماعيل صابور  ، عثمان احمدي ، ابراهيم يونسي ، يحيي صادق وزيري و...بر گزار شد. که در آن مراسم دکتر قانعي فرد به جاي دکتر قطب الدين صادقي سخنراني کرد ، زاله علو ، هنرپيشه معروف سينما ، مجري برنامه بود و در کنار شعر خواني او بهرام ساعد تار نواخت و جمشيد و فرزاد عندليبي با دف م ني همنوازي کردندو مجتبي ميرزاده قطعات قديمي ساخته شده براي خالقي را با دلبردگي و شور اجرا کرد.

 

۴. هر چند که به شيوه اي ابتدايي قبلا توسط آقاي " نوره دين بوار " در کردستان عراق ، مجمو عه آوازهاي خالقي به نام " هاواري دل / فرياد دل " منتشر شده بود . اما درباره " کاروان مهر " ، استاد  هوشنگ کامکار معتقد است که اگر  ويرايش صورت مي گرفت،  قطعا بدون اغلاط املائي و تايپي آن منتشر مي شد.

 

۵. شامل ۱۸ تصنيف از اجرا هاي قديمي خالقي از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۷۰ مي باشد که توسط موسسه موسيقي ماهور ، به مديريت محمد موسوي ، همزمان با چاپ " آهنگ وفا " آماده انتشار و توزيع شده است . لازم به ذکر است که تاکنون اين موسسه با کوشش هاي بي دريغ سيد محسن حسيني سر فيروز آبادي و نظارت سعيد فرج پوري آثار بسياري را درباره موسيقي کردي معاصر منتشر کرده است.

 

۶ . هر چند اين کتاب بنا بر دلايل معلوم و مشهودي مانند سرقت دست نوشته ها ، توسط ناشر اوليه کتاب – نگاه سبز – و ضبط غير قانوني آن توسط ناشر کتاب " سروش مردم " ،  با دو سال تاخير منتشر مي شود !

 

 

  ده‌نگ‌وباس

  سیاسه‌ت

  كۆمه‌ڵایه‌تی

  هونه‌رو ئه‌ده‌ب

  ژنان

  زانست

  نێونه‌ته‌وه‌یی

  په‌رلان

  ئاگاداری

 

 

 

[Mediya 2000 - 2004 © Copyright]