iran-chabar.de

 

[ 19.03.2005 ]

نقشه "ب" 

• در يک رشته مصاحبه هايی که من در اروپا, خاورميانه, و ايالات متحده  انجام دادم, مقاما ت به من گفتند که در پايان سال پيش اسرائيلی ها به اين نتيجه رسيدند که دولت بوش قادر نخواهد بود که ثبات و دموکراسی به عراق بياورد

• تصميم اسرائيل برای يافتن يک جای پای بزرگتر در کردستان – که از سوی يک افسر پيشين اطلاعاتی اسرائيل به عنوان "نقشه ب" از آن نام برده می شود – موجب ايجاد تنش در روابط اسرائيل با ترکيه شده است

نشريه نيويورکر، نويسنده: سيمور هرش، برگردان: تهمورس کيانی

 

(بخش نخست)

در جولای ٢٠٠٣ , دو ماه پس از آن که پرزيدنت بوش اعلام کرد جنگ در عراق پيروز شده است, جنگ اما به يک مرحله جدی رسيد. اسرائيل , که در ميان پرشورترين حاميان جنگ بود , از همان نخست به دولت ايالات متحده هشدار داد که نيروهای اشغالی به رهبری آمريکا با يک شورش پر دردسر –  يک مبارزه سراسری بوسيله بمب و ترور وقتل – در تابستان همان سال مواجه خواهند گشت. واحدهای جاسوسی اسرائيل در عراق گزارش می دادند که شورشيان هم از پشتيبانی عاملين اطلاعاتی ايران برخوردارند و هم از جنگجويان خارجی که با آزادی از مرزهای بی حفاظ بين ايران و عراق عبور می کنند, کمک می شوند.

        مرزها, اما به هر حال باز باقی ماندند. پاتريک کلاوسون  معاون" موسسه واشينگتن برای خاور نزديک"  که روابط نزديکی با کاخ سفيد دارد در اين باره می گويد: " دولت به هشدار اطلاعات اسرائيل در باره ايران بی توجه نبود , قبول دارم که ما گامی در راستای بستن مرز در آن تابستان انجام نداديم , اما در آن موقع نظر ما اين بود که داشتن ارتباط مردم معمولی عراق و ايران و هزاران نفری که برای زيارت به عراق می آيند برای بهبود وضع عراقی ها مفيد تر است . ما با اين پرسش روبرو بوديم که آيا اين به خطرش می ارزد؟ ايا ما می خواهيم عراقی ها را منزوی سازيم ؟ پاسخ ما در هنگام اين بود که ماداميکه ايرانيان تفنگ برنداشته اند تا به ما حمله کنند اينکار با همه خطرات ديگرش بهتر است ".  او ادامه داد " اما اسرائيلی ها نظر کاملأ متفاوتی از ما داشتند و شديدأ با کار ما مخالفت کردند. نگرانی آنها روشن و صريح بود , آنان بر اين باور بودند که ايرانيها از اين فرصت استفاده کرده و به ايجاد سازمانهای خيريه و بنگاههای اجتماعی ديگر دست می زنند و سپس از انها برای تربيت و بسيج مردم برای درگيری مسلحانه با آمريکايی ها استفاده خواهند کرد".

        حوادث بعدی ثابت کرد که هشدارها در مورد محتمل بودن اوج گيری شورش در عراق , درست بوده اند. از نيمه نخست اگوست آن سال شورش منتشر و گسترده گشت , با بمب گذاری درسفا رت اردن و ستاد سازمان ملل در بغداد آغاز شد و سپس به همه جا دامن گسترد.  يک افسر پيشين اطلاعاتی اسرائيل  گفت که رهبری اسرائيل به اين  نتيچه گيری رسيد که ايالات متحده در چهار چوب بهتر کردن اوضاع در عراق  نمی خواهد با ايران مقابله کند.  او اضافه کرد : " اما آن چيزی را بهتر نکرد , ديگر تمام شد . منظورم از نظر نظامی نيست- ايالات متحده را از نظر نظامی نمی توان شکست داد- اما از نظر سياسی چه ؟ ".

      فلينت لوِرت يکی از تحليل گران پيشين سيا که تا همين سال پيش در شورای امنيت ملی کار می کرد به من گفت که" آخر تابستان گذشته  دولت اين فرصت را داشت تا اوضاع را به نفع خود دگرگون کند, آنهنگام که دريافت گفتن "مأموريت تمام شد" از طرف رئيس حمهور بوش اشتباه بوده است و بايد به سوی متحدين خود برود و از انها کمک بخواهد. اما نو محافظه کاران مانع اين کار شدند و کفتند ما اين کار را به تنهايی انجام می دهيم". او ادامه داد " رئيس حمهور تنها و با تأخير به اين نتيجه گيری رسيد که او می بايد يا به يک دگرگونی استراتژيک دست زند يا آنکه شديد تر عمل کرده و خود را برای يک شورش واقعی آماده گرداند. دولت سپس تضميم گرفت تا مدل گوانتا ناما را در عراق اجراء کند. يعنی قواعد بازپرسی را به کناری نهد. " آن تصميم , اما , نتوانست شورش را متوقف سازد و سرانجام به رسوايی ابو غريب انجاميد.  در اول نوامبر , رئيس جمهور يک ارزيابی ترسناک و جدی ازرئيس ايستگاه سيا در بغداد دريافت کرد که با پرونده کردن يک گزارش ويژه هشدار می داد که وضع امنيتی در عراق در حال سقوط کامل است. در اين گزارش آمده بود که " هيچکدام از سازمان های سياسی عراق و رهبران آن توانايی حکومت کردن بر کشور را از خود نشان نمی دهند".

      يکی از مقامات پيشين آمريکا که از جنگ پشتيبانی کرده بود و گردش و بازديدی  کامل و نا اميد کننده از عراق پس از جنگ داشت , سپس از اسرائيل ديدن کرد و دريافت که مقامات آن کشور در ديدار با او برداشت يکسانی با او دارند. آنها براين باور بودند که هشدارها و اندرز هايشان ناديده گرفته شده اند و جنگ آمريکايی ها با شورشيان روز بروز دارد گسترده تر می گردد. اين مقام از قول اسرائيلی ها می گويد " شما با اين شيوه نمی توانيد اوضاع را سامان دهيد , پس به ما حق دهيد که برای بدترين سناريو ممکن و چگونگی رويارويی با آن برنامه ريزی خود را داشته باشيم " .

     اهود باراک , نخست وزير پيشين اسرا ئيل , که از يورش دولت بوش به عراق پشتيبانی کرد اين مسئوليت را بر عهده گرفت تا به طور خصوصی به ديک چنی , معاون رئيس جمهور , هشدار دهد که آمريکا در عراق باخته است . بنا به گفته يک آمريکايی نزديک به باراک , او گفته بود که" اسرائيل آموخته است که هيچ راهی برای پيروزی در اشغال کردن يک کشور نيست. " باراک به چنی گفته بود " تنها موضوع  ,  انتخاب اندازه و ميزان تحقير خود می باشد " . چنی به باراک پاسخی نداده بود . ( دفتر او به پرسش من در اين باره نيز پاسخی نداد.)

      در يک رشته مصاحبه هايی که من در اروپا , خاورميانه, و ايالات متحده  انجام دادم, مقاما ت به من گفتند که در پايان سال پيش اسرائيلی ها به اين نتيجه رسيدند که دولت بوش قادر نخواهد بود که ثبات و دموکراسی به عراق بياورد , و بنا براين اسرائيل به طرح های جايگزين نياز مند است. حکومت نخست وزير آريل شارون تصميم گرفت تا با گسترش روابط ديرينه اش با کردها ی عراق و با حضور مؤ ثر در ناحيه نيمه مستقل کردستان ,  آسيب احتمالی جنگ به موقعيت استراتژيک اسرائيل را به حد اقل برساند. برخی از اين مقامات در گفتگو با من اين تصميم شارون را که مستلزم تعهد مالی سنگينی است  به طور بالقوه ديوانه وار و نابخردانه خواندند چون می تواند به ايجاد آشوب و هرج و مرج بيشترو گسترش خشونت و رشد شورش منجر گردد.

       نيروهای عملياتی اطلاعات و ارتش اسرائيل هم اکنون در حال کار در کردستان و تأ مين آموزش  برای واحد های کماندويی  کرد هستند , و مهمتر از همه از نظر اسرائيل,  مشغول انجام عمليات  مخفی در نواحی کردستان ايران و سوريه هستند. اسرائيل به ويژه احساس خطر از سوی ايران می کند که موقعيتش در منطقه با اين جنگ تقويت گشته است. نيروهای عملياتی اسرائيل شامل برخی اعضای موساد , سرويس مخفی اطلاعات خارجی اسرائيل , تحت پوشش تجار و بازرگان کار و فعاليت می کنند و برخی مواقع حتی گذرنامه اسرائيلی ندارند.  مارک رگف , سخنگوی سفارت اسرائيل در واشينگتن در پاسخ سؤال من در اين باره گفت : " اين داستان حقيقت ندارد و حکومت های مربوطه می دانند که حقيقت ندارد." مقامات کردستان و سخنگوی وزارت خارجه آمريکا  از دادن پاسخ و تفسير در اين باره خوداری کردند.

        با اين وجود يک مقام ارشد سيا در هفته گذسته در يک مصاحبه تصديق کرد که اسرائيلی ها در واقع در کردستان عمل می کنند او به من گفت که اسرائيلی ها ا حساس کردند که جايگزين و قدرت مانور کمی دارند: " آنها فکر می کنند بايد آنجا باشند." هنگامی که از او پرسيدم آيا اسرائيلی ها برای تأييد اين کار سراغ واشيننگتن آمدند, او خنديد و گفت: " آيا تو کسی را ميشناسی که می تواند به اسرائيلی ها بگويد چه بايد بکنند؟ آنها هميشه همان را می کنند که به بهترين صورت منافعشان را تأمين سازد." اما او اضافه کرد که حضور اسرائيل در آنجا برای جامعه اطلاعاتی آمريکا شناخته شده بود.

        تصميم اسرائيل برای يافتن يک جای پای بزرگتر در کردستان – که از سوی يک افسر پيشين اطلاعاتی اسرائيل به عنوان " نقشه ب " از آن نام برده می شود- همچنين موجب ايجاد تنش در روابط اسرائيل با ترکيه شده است.  اين کار آنها موجب بيانيه های تلخ و تندی از سوی سياستمداران ترک گشته است و موجب گشته تا ترکيه در يک چرخش عمده منطقه ای ,  اتحاد نويی را با ايران و سوريه –  همه آنها اقليت های نيرومند کرد دارند-  پی بگيرد. در ژو ئن گذشته اينتل بريف- يک خبرنامه اطلاعاتی که به طور خصوصی از سوی کانيسترو افسر بازنشسته رئيس بخش ضد ترور سابق سيا و همکار او که سابقأ رئيس ايستگاه استانبول سازمان سيا بوده است برای برخی مقامات منتشر می شود -  نوشت که " منابع ترک با اطمينان گزارش می دهند که ترکيه به طور روز افزونی نگران گسترش حضور اسرائيل در کردستان و تشويق کردها برای ايجاد يک دولت مستقل است. ترک ها می گويند که اسرائيل با حضور عمده  عملياتی اطلاعاتی  در شمال عراق با  فعاليتهای کردهای  سوريه و ايران که در مخالفت با دولتهای متبوعشان انجام می گيرد همکاری می کند. "

     در سالهای پس از نخستين جنگ خليج ( فارس ) , کردهای عراق که به سبب ناحيه "پرواز ممنوع" و يک برنامه سازمان ملل که به آنها سهمی از درآمدهای نفتی عراق را می داد تقويت شده بودند , موفق شدند تا در استانها شمالی عراق – کردستان – نوعی استقلال و خودمختاری ايجاد کرده و به ادره امور خود بپردازند. تا آنجا که به کردها بر می گردد , به هر حال " کردستان تاريخی " کاملأ مرزهايش از مرزهای عراق فراتر می رود و بخشهايی از ايران , سوريه و ترکيه را در می گيرد.  هر سه اين کشورها می ترسند که کردستان عراق- به رغم آنکه رهبران کرد علنأ برخلاف آنرا می گويند-  , اگر اوضاع اين کشور رو به بهبودی نرود , نهايتأ اعلام استقلال کند.

       درگير شدن اسرائيل در کردستان چيز جديدی نيست. در تمام سالهای دهه های شصت و هفتاد ( ميلادي) اسرائيل به طور فعالی از يک شورش کردها در برابر (حکومت) عراق , به عنوان بخشی از سياست استراتژيک خود برای جستجوی متحدين غير عرب در خاورميانه,  پشتيبانی کرد.  در سال ١۹۷۵   ايالات متحده  - هنگاميکه آمريکا با شاه ايران در متوقف کردن پشتيبانی خود از آرمان کردها برای خودمختاری همراهی کردذند – به کردها خيانت کرد. 

      در دو دهه بعدی خيانت و خشونت به يک روش تبديل گشت. در داخل عراق کردها بيرحمانه بدست رژيم صدام سرکوب گشتند. او به شدت از نيروی هوايی و سلاح شيميايی بر ضد آنها استفاده کرد. در ١۹٨۴ , حزب کارگران کردستان يا پ. ک. ک در ترکيه مبارزه ای مسلحانه جدايی خواهانه ای را آغاز کرد که پانزده سال به درازا کشيد و موجب قتل سی هزار نفر – بيشتر آنها کرد – گشت . دولت ترکيه بيرحمانه جدايی خواهان را سرکوب کرده و بالاخره رهبر حزب را دستگير کرد. هم اکنون دوباره اين حزب اعلام کرده است که به آتش بس يک طرفه و پنج ساله خود پايان داده و دوباره ترک ها را هدف قرار خواهد داد.

      رهبری کردهای عراق در همين ماه گذشته , آنهنگام که ايالات متحده از مخالفت با يک قطعنامه سازمان ملل که با  تأ کيد بر حق حاکميت عراق  از ذکر لزوم يک قانون اساسی که در آن  کردها حق وتوی هرگونه قانونی که آنرا بر ضد حقوق مشروع خود ببينند , برخوردار گردند , خودداری کرده بود , بسيار خشمگين گشتند. رهبران کرد فورأ در نامه ای  به رئيس جمهور بوش هشدار دادند که آنها در يک حکومت تحت کنترل شيعيان مشارکت نخواهند کرد مگر آنکه  مطمئن گردند که حقوقشان در يک قانون اساسی جديد تأمين گشته است. آنها از جمله نوشتند که: " مردم کردستان ديگر شهروند در جه دوم بودن در عراق را نخواهند پذيرفت".  

     اکنون يکی از نگرانی های برخی گروهها آن است که کردها سرانجام به سمت تصرف کرکوک خواهند رفت. کرکوک که دارای ذخاير سرشار نفت است اکنون جمعيتی اکثرأ عرب دارد , اما بسياری از آنها در دهه هفتاد وپس از آن - به مثابه بخشی از برنامه صدام حسين برای عربی کردن  منطقه - ساکن آنحا گشته اند و کردها اين شهر را با منابع نفتی آن به عنوان بخشی از سرزمين مادری و تاريخی خود می دانند. يکی از کارشناسان نظامی آمريکايی که در مورد عراق مطالعه می کند به من گفت: " اگر کرکوک بوسيله کردها تهديد گردد , شورشيان سنی فعاليت خود را  به همراه ترکمن ها به آنجا گسترانده و سپس ما شاهد حمام خون خواهيم بود. و اگر کردها حتی آن شهر را در کنترل داشته باشند آنها نخواهند توانست نفت را به خارج از کشور برسانند زيرا همه خطوط لوله از مناطق سنی نشين می گذرند ".  يک مقام برجسته امنيت ملی آلمان در يک مصاحبه گفت که " يک کردستان مستقل با نفت کافی عواقب بسيار ی برای سوريه , ايران و ترکيه خواهد داشت. و به بی ثباتی در خاورميانه دامن خواهد زد - بی توجه به آنچه سرانجام عراق باشد – ".  يکی ديگر از مقامات ارشد آلمانی گفت " همچنين بسياری براين باورند که   برخی عناصر در دولت بوش – او بويژه به گروهی که از سوی پل ولفويتز معاون اول وزارت دفاع رهبری می شود اشاره کرد – يک کردستان مستقل را قابل قبول می دانند". اين مقام آلمانی اين اقدام را اشتباه خواند و گفت : " اين کار يک اسرائيل جديد خواهد بود  يعنی يک دولت منزوی در محاصره کشورهای دشمن و متخاصم " .

      اعلام استقلال پاسخ ترکيه را به دنبال خواهد داشت – و محتملأ يک جنگ – و همچنين ترکيه را از متحد مهم اسرائيل بودن منحرف می کند. ترکيه و اسرائيل به شرکای قوی ديپلماسی و اقتصادی در دهه گذشته تبديل گشته اند. مخالفت ترکيه با جنگ عراق اين رابطه را کم کرد؛ اما ترکيه هنوز با وجود اينکه يک حزب اسلامی در قدرت است به غرب متمايل بوده و کشوری غير مذهبی باقی مانده است. در مقابل ترکيه و سوريه جند دهه با هم در کشمکش بوده اند و حتی گاهی به برخورد نزديک شده اند و از سوی ديگر ترکيه و ايران رقبای ديرينه منطقه ای بوده اند. اما اکنون موضوع کردها اين اختلافات را پشت سر گذاشته است. يک وزير خارجه اروپايی در گفتگويی در ماه گذشته گفت که  گسست بين ترکيه و اسرائيل بعنوان دو متحد يک  بدبياری و شکست عمده برای منطقه است. برای اجتناب از هرج و مرج همسايگان می بايد به مثابه يک قدرت واحد کار کنند .

        اسرائيلی ها,  اما, همه منطقه را به جز کردستان دشمن می بينند. اسرائيل,  متقاعد گشته است که ايران در آستانه  دستيابی و توسعه سلاح اتمی است و اينکه با کمک سوريه در حال برنامه ريزی است تا پس از عقب نشينی اسرائيل از غزه, تروريسم فلسطينيان را تقويت کرده و به شدت گسترش دهند.  يک مقام پيشين اطلاعاتی  آمريکايی گفت : " اسرائيلی ها  رهبران شبه نظامی شيعه عراقی مثل مقتدی صدر را به مثابه " نامزد انحرافی " ايران می دانند و بخشی از توان و سازماندهی آنها را به سبب پشتيبانی لجستيکی و ارتباطی ايران ارزيابی می کنند. ما با خبرچينی در تابستان گذشته چيزهايی در باره آموزش های سازماندهی شده آنان شنيديم اما کاخ سفيد نمی خواست اهميت دهد آنها می گفتند : " ما اکنون نمی توانيم مسئله ديگری برای خود درست کنيم. ما نمی توانيم ايران را به حدی در فشار بگذاريم که مجبور به رويارويی نهايی گرديم " .

      مطابق اسنادی که من به دست آوردم , تابستان گذشته دولت بوش واحد تفنگداران را مأمور کرد تا پيش نويس يک برنامه مشروح و جزء به جزء را , به نام عمليات استوارت ,  به منظور بازداشت و در صورت لزوم به قتل رساندن صدر , تهيه کنند . اين مقام اطلاعاتی به من گفت : "  اما پس از آنکه معلوم گشت که صدر از طريقی مطلع گشته است,  عمليات لغو گشت و سپس عمليات تعطيل روزنامه او و حوادث و درگيری های متعاقب رخ داد. 

 

پايان بخش نخست.

چهارم مارس دوهزار و پنج 

______________________________________

 

بــخـش پایانی:

 

هدف فوري اسرائيل پس از سي ام ژوئن کمک به سازمان دهي و ايجاد واحدهاي کماندويي کردها بود تا بتوانند توازن را با شبه نظاميان شيعه - به خصوص آن گروهي که بخواهد يک نظم بنياد گرانه و متخاصم ايجاد کند -  بر قرار سازند. اين مقام اطلاعاتي پيشين به من گفت : " البته اگر يک گروه شبه نظامي فناتيک سني بعثي قدرت را بدست بگيرد – از آن نوعي که مثل صدام حسين ,  اسرائيل را دشمن اصلي بداند – اسرائيل به کردها کمک خواهد کرد تا با آن مقابله کنند". نيروهاي مسلح کرد – به نام پيشمرگه – به شماره در حدود هفتاد و پنج هزار نفر هستند و از نظر شمارگان بسي فراتر از شبه نظاميان شناخته شده سني و شيعه هستند.

     مقام پيشين اطلاعاتي اسرائيل تصديق کرد که از سال گذشته اسرائيل به تعليم کماندهاي کرد پرداخته است و تعليمات به نحوي است که آنها بتوانند با همان کارايي و روش واحدهاي کماندويي سري اسرائيل – به نام ميستاراويم - عمليات انجام دهند. بنا به گفته اين مقام اطلاعاتي , هدف نخستين و ابتدايي اين مساعدت به آن  واحد هاي کماندويي اين است تا آنان بتوانند آنچه را واحدهاي کماندويي آمريکايي قادر به انجامش نبوده اند انجام دهند. يعني بتوانند به حوزه و نيروي دشمن رخنه کرده , اطلاعات جمع آوري کرده و در صورت لزوم رهبران افراطي دشمن را از بين ببرند. ( من نتوانستم هيچ خبري دريابم که آيا تا کنون چنين عملياتي هم بوده است يا نه ) . او گفت " اين احساس وجود داشت که اين راه مؤثرتري است براي رخنه به شورشيان . اما اين رابطه رو به رشد با کردها آغاز عصبانيت و نگراني ترکيه را در پي داشت. مسئله آنها اين است که همان واحد تعليم يافته کرد مي تواند به ترکيه نيز نفوذ کرده و به آنها هم حمله کند ".

      با اين همه همکاري  اسرائيل و کردها توسعه يافت. برخي از کماندو هاي اسرائيلي از مرز با ايران گذشتند تا ردياب و ديگر ابزار حساس براي رديابي و هدف يابي تسهيلات مظنون به فعاليت اتمي را در نقاطي کار بگذارند. اين مقام اطلاعاتي در گفتگوي خود اضافه کرد : " نگاه کن , اسرائيلي ها همواره از کردها از منظر سياست ماکياولي-  به عنوان يک موازنه با صدام – استفاده کرده است , سياست واقعي همين است. با انجام آن اسرائيل مي تواند اهرم هايي در برابر ايران , عراق و سوريه بدست آورد. آنچه اسرائيل در کردستان انجام مي داده است براي دولت بوش غير قابل قبول نبوده است."

    مقام ارشد اطلاعات آلماني به من با هشدار گفت که نيروي اطلاعاتي آنها شواهدي دارد که اسرائيل در حال استفاده کردن از اهرم هاي جديد خود در کردستان عراق , ايران و سوريه به منظوردستيابي  به اطلاعات عملياتي است . سوري ها و لبناني ها و سرويس هاي اطلاعاتي آنها بر اين باورند که اسرائيل در شورش ماه مارس گذشته در بخشي از مناطق مرزي آن کشور با کردستان عراق و ترکيه دست داشته است و در حال برنامه ريزي براي کمک به ايجاد کردستان بزرگ است.

       يک مقام بسيار ارشد اظلاعات آلمان به من گفت که او براين باور است که دولت بوش  به  بدفهمي و شناخت غلط خود از ايران همچنان  ادامه مي دهد او اضافه کرد: " ايران مي خواهد آمريکا را گرفتار شده در عراق ببينند , آنها مي خواهند آمريکا آنجا همچنان مشغول و گرفتار باشند , اما خواهان هرج و مرج هم نيستند. " او ادامه داد : " پرسش مهم و اساسي اين است که واکنش ايران در برابر يک کردستان مستقل که رابطه نزديکي با اسرائيل دارد چه خواهد بود ؟ ايران  خواهان يک ناو هواپيما بر "زميني" اسرائيل – که يک نقطه قوت مهم نظامي است – در کنار مرز خود نيست. "

      يک مقام ارشد اروپايي ديگر گفت : " ايراني ها کارهاي مثبتي در جنوب عراق خواهند کرد اگر در برابر آن کارهاي مثبتي ببينند , اما واشينگتن اينکار را نمي کند. دولت بوش از ايران خواستار کمک نمي گردد و از سوريه هم نمي تواند بخواهد . چه کسي قرار است ايالات متحده را نجات دهد ؟ " او اضافه کرد که در آغاز حمله ايالات متحده به عراق برخي از مقامات اروپايي به همتايان ايراني خود گفتند که " شما برنده منطقه خواهيد بود". 

      البته اسرائيل در ادعاي خود در مورد اينکه ايران به طور سري مشغول تلاش سخت براي دستيابي به سلاح اتمي است , تنها نمي باشد و گزارشات آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز مي گويد ايران به گمراه کردن جامعه بين الملل و اطلاعات غلط دادن به آژانس در باره برنامه هاي تحقيقاتي اش ادامه مي دهد. نگراني عمده در مورد يک تسهيلات زيرزميني ايران در منطقه نطنز, در ٢۵٠ مايلي مرز با عراق , مي باشد. در همين مرکز بود که بازرسان تجهيزات آلوده به مواد مظنون را کشف کردند . اين مرکز بسيار عظيم  حدود ٨٠٠ هزار فوت مربع مساحت دارد و به نحوي طراحي شده است که سقف آن قرار است با شن پوشيده گردد و پس از ساخته شدن مي تواند از چشم ماهواره ها پنهان بماند و ايرانيان مي توانند سقف هاي اضافي در زير زمين براي آن بسازند. يک مقام آژانس به من گفت پرسش اصلي اين است " آيا اسرائيل به اين اهداف ضربه خواهد زد يا نه ؟" البته , آنطور که از برخي گزارشات دريافت مي شود , محمد البرادعي معتقد است که " آژانس او هنوز هيچ اسناد متقني نديده است که به تواند بر پايه آن قضاوت کند". ديويد آلبرايت بازرس پيشين سازمان ملل در امور سلاح که کارشناس برنامه هاي مربوط به سلاحهاي اتمي است در تصديق اين گفته البرادعي به من گفت : " ايالات متحده هيچ شواهد متقني دال بر برنامه ساخت سلاح اتمي از سوي ايران ندارد , اين فقط يک استنباط است و هنوز شاهدي در بين نيست ".

      مقامات آژانس به من گفتند که رهبري آژانس به طور خصوصي به وسيله مقامات سفارت خانه هاي خارجي در ايران هشدار داده شده است که " انها   بسيار سخت مي توانند اطلاعات از رهبران تندرو و افراطي مذهبي و نظامي ايران که در عمل حکومت را در اختيار دارند و کشور را اداره مي کنند , بدست آورند. حتي مقامات وزارت خارجه ايران به ما مي گويند که آنها فقط ديپلمات هستند و اصلأ نمي دانند مأموران و افراد  خودشان همه حقايق را به آنها مي گويند يا نه". او اضافه کرد که دولت بوش به طور مکرر به آژانس گوشزد کرده است که در ايران تعدادي تسهلات سري وجود دارد که ايرانيان آن را به آژانس گزارش نکرده اند . البته آنها از ذکر جزئيات خوداري مي کنند تا مبادا ايران سرنخي بدست آورد.

     پاتريک کلاوسون , از مقامات" مؤسسه سياست خاور نزديک" , توضيحي ديگر براي بي ميلي دولت بوش در تسليم کردن اطلاعات ويژه در اين باره دارد , او مي گويد : " اگر ما يک سايت را معلوم و مشخص کنيم, قطعأ ايراني ها مي توانند آنرا جمع کرده و هنگاميکه بازرسان وارد مي شوند چيزي پيدا نمي کنند" . اما سيستم اطلاعاتي آمريکا به سبب گزارشات غلط و نادرستش در باره سلاحهاي کشتار جمعي عراق بي اعتبار گشته است و همچنانکه کلاوسون در بخشي ديگر از گفتگويش با من اشاره کرد : " بسيار بهتر است که آژانس خودش با کاربست سيستم بازرسي اش کار را پيش ببرد و دريابد که آيا شواهدي در مورد غني سازي اورانيوم و غيره وجود دارد يا نه ".  کلاوسون به من گفت که نگراني بسيار عمده امنيت ملي اسرائيل بايد ايران باشد . به همين سبب است که آنها فکر مي کنند حضور در کردستان به اسرائيل توانايي زير نظر داشتن تلاشهاي اتمي ايران را مي دهد و " در واقع انجام ندادن اين کار از سوي اسرائيل يک سهل انگاري و کوتاهي محض است". يک مقام ارشد پيشين اطلاعاتي آمريکايي به من گفت که در حال حاضر ارتباط اسرائيل با کردستان از ارزش رو به رشد و اهميت فزاينده تري نسبت به اتحاد آنها با ترکيه برايشان برخوردار است. همچنان که مقام اطلاعاتي اسرائيل گفت :" ما ترکيه را دوست داريم , اما بايد فشار بر ايران را حفظ کنيم . کردها آخرين گروه باقي مانده قوي در عراق هستند که رابطه نزديکي با ايالات متحده دارند و مسئله ما اين است که چطور آن را با ارتباطمان با ترکيه هماهنگ سازيم ".

    اما ممکن است هيچ راهي براي هماهنگ کردن آن با ترکيه نباشد. در يک گفتگوي هنگام صبحانه در آنکارا با يکي از مقامات ارشد ترکيه او گفت : " پيش از جنگ اسرائيل در کردستان فعال بود , و اکنون آنها دوباره فعال گشته اند. اين بسيار براي ما و نيز براي آنها  خطرناک است. ما نمي خواهيم ببينيم عراق تقسيم شده است و در برابر آن ساکت نخواهيم بود. ما يک صرب المثل محبوب ترکي داريم که مي گويد ما يک پتو را آتش مي زنيم تا يک کک را بکشيم . لذا به کردها گفتيم ما از شما ترسي نداريم اما شما بايد از ما بترسيد". يک ديپلمات ديگر ترک که من پس از آن با او گفتگو کردم صريح تر موضع شان را بيان کرد او گفت: " ما به دوستان اسرائيلي و کرد خود مي گوييم که حسن نيت ترکيه تنها با حفظ يکپارچگي عراق مي ماند . ما راه حل هاي جايگزين را مورد پشتيباني قرار نخواهيم داد. اگر شما کارتان به تجزيه عراق بيانجامد , آن کار سبب خون ريزي بيشتر , اشک بيشتر و درد بيشتر در خاور ميانه خواهد گشت. از مکزيکو گرفته تا روسيه همه خواهند گفت که ايالات متحده پيشاپيش يک برنامه سري براي تجزيه  عراق داشته است و آنها نمي توانند آن وضع را براي جهان توضيح دهند. " او سپس اين وضع را با بالکان مقايسه کرد و گفت : " اما در بالکان نفت وجود نداشت , درس بالکان و يوگوسلاوي اين است که هنگامي شما به يک گروه استقلال داديد بقيه هم آنرا مي خواهند. اگر آن نيز اتفاق بيافتد , کرکوک مي شود ساراويو اين منطقه و سپس غير ممکن خواهد بود که بحران را کنترل کرد".

       يک مقام ارشد ديگر ترکيه در آنکارا به من گفت که ترکيه نگراني هاي خود رادر اين باره به طور صريح به وزرات خارجه اسرائيل اعلام داشته است اما " انها تعليم نيروهاي کرد و خريداري زمين و مستغلات را تکذيب مي کنند و مدعي اند که خريد زمين رسمي و دولتي نيست بلکه اشخاص بخس خصوصي اين کار را مي کنند . اما معلوم است که سرويس اطلاعاتي ما مي داند که آنها دروغ مي گويند. اين سياست براي آمريکا , براي عراق , براي اسرائيل و براي يهودي ها خوب نيست".

       ابراز نارضايتي هاي روز افزون و علني ترکيه در باره حملات موشکي اسرائيل به رهبران جماس در نوار غزه  يکي ديگر ازنشانه هاي رشد تنش بين دو کشور است.  در ماه مه گذشته عبد الله گل , وزير خارجه ترکيه , اعلام کرد که دولت ترکيه سفير خود در اسرائيل را به کشور فراخوانده است تا درباره چگونگي از سر گيري فرايند صلح در خاورميانه با او مشورت شود. او همچنين به پارلمان آن کشور گفت که دولت در حال برنامه ريزي است تا روبط خود را با تشکيلات خودگردان فلسطين تقويت کند و در گفتگوهايش با ديپلماتهاي خاور ميانه اي در ماه گذشته نگراني خود را درباره اسرائيل اعلام داشته است. بنا به گفته يکي از اين ديپلماتها که با من گفتگو کرده است گل در يکي از گفتگوهايش به او اظهار داشته است که : " فعاليت هاي اسرائيل و احتمال يک کردستان مستقل گزينه اي براي ما باقي نگذاشته مگر يک گزينه که دوست داشتني نيست , بقا يا اتحاد با اسرائيل".

        يکي ديگر از مقامات ترکيه به من گفت که اسرائيلي ها با ما گفتگو مي کنند تا ما را راضي و خشنود نگه دارند . آنها مي گويند که کاري در کردستان نمي کنند که منافع ترکيه را به خطر بياندازد و ما نبايد نگران باشيم. او اضافه کرد که : " اگر آنچه آنها مي کنند علني گردد , حکو مت ما ( ترکيه ) و حکومت شما (آمريکا) را در موقعيت دشواري قرار خواهد داد. ما مي توانيم کردستان را تحمل کنيم اما ماداميکه عراق واحد و دست نخورده باقي بماند , اما هيچکس نمي داند در آينده چه خواهد شد , حتي آمريکايي ها هم نمي دانند".

        يک مقام پيشين کاخ سفيد دولت بوش را هم مشتاق و هم مستأصل ترسيم مي کند هنگاميکه مي خواهد درباره تعيين حکومت موقت پيشين عراق سخن بگويد . او مي گويد دولت آمريکا به اخضر ابراهيمي نماينده سازمان ملل در عراق مراجعه کرده  تا هر طور شده چيزي تا ٣٠ژوئن سرهم بندي کند , " چيزي که بتواند تا انتخابات سر پا باشد ". ابراهيمي نيز با تأييد واشينگتن ليستي را فراهم کرد اما مطابق گزارشات با تعيين اياد علاوي به نخست وزيري (١) موافق نبوده است.

       در تمام اين مدت , کاخ سفيد مجبور بوده است تا با گذشته علاوي به طريقي کنار بيايد . اعتبار او به عنوان يک دکتر کليه , درگير بودن او دردو دهه گذشته در فعاليت هاي ضد صدام حسين , به عنوان بنيان گذار کنگره ملي عراق در بريتانيا , بطور گسترده منعکس گشته است . اما نقش او در حزب بعث هنگاميکه در دهه هاي ١۹۶٠ و ١۹۷٠ صدام حسين در تلاش براي کنترل بر حزب بوده است به طور کامل گزارش نشده است. يکي از مقامات اطلاعاتي آمريکايي به من گفت که " علاوي به صدام کمک کرد تا قدرت را قبضه کند , او يک مهره عملياتي بسيار مؤ ثر و يک وفادار واقعي بود". مارک گريث  مقام اطلاعاتي مزبور اضافه کرد که " دو مورد مهم را درباره علاوي بايد بدانيم , نخست اينکه او دوست دارد تا خود را مردي داراي ايده بداند و ديگر اينکه مهمترين فضيلت و امتياز او اين است که او تبهکار و بي رحم است". همين امسال يکي از همکلاسان سابق علاوي در دانشکده پزشکي به نام دکتر حيفا الازاوي در يک روزنامه عربي در لندن در مورد شخصيت او و مدرک تحصيلي اش مطالبي منتشر کرد.  او علاوي را اينطور ترسيم مي کند:" يک مرد خشن و تنومند که همواره اسلحه اي در زير کمربندش حمل مي کند و مکررأ آنرا در آورده و تاب مي دهد و دانشجويان پزشکي را تهديد کرده و مي ترساند". او ادامه مي دهد که مدرک تحصيلي علاوي در اثر فشار جزب بعث به او داده شد.

      وينست کانيسترو مقام پيشين اطلاعاتي سيا به من گفت :" اگر شما از من بپرسيد آيا علاوي در دوراني که در لندن بوده است دستش به خون آلوده گشته است يا نه ؟ جو اب من آري است , او يک حقوق بگيرمخابرات عراق بوده است و درگير کارهاي کثيف آن دستگاه بوده است". يک د يپلمات در سطح وزير از خاور ميانه به من گفت که علاوي در آن دوران جزو تيم صربت حزب بعث بوده است که کارشان يافتن و کشتن عراقي هاي  مخالف در اروپا بود. معلوم نيست چرا او بعدأ از چشم حزب افتاد و در معرض تهديد قرارگرفت. دفتر علاوي به پرسش من در باره اين سخنان پاسخي نداد.

      اکنون مهمترين استراتژي شورشيان در عراق به ضربه زدن به مردم عادي که سيستم اداري را مي چرخانند تبديل گشته است و به گفته مقامات اطلاعاتي حکومت جديد در جستجوي راهي است که بتواند امنيت نسبي با هزينه ارزان براي نيروهاي رده دوم سيستم اداري عراق فراهم کند. اين کار موجب گشته است تا برخي از کمپاني هاي خارجي در جستجوي راههايي باشند که بتوانند نوعي سيستم امنيتي فراهم سازند که داراي هزينه بسيار بالاي فعلي نباشد. اوضاع بد امنيتي باعث گشته است تا بسياري از مردم به کويت , اردن و اروپا بروند و منتظر آرام شدن بمانند.

 

(١)- اين مطلب در هنگاميکه هنوز علاوي نخست وزير بود نوشته شده است , لذا مترجم آنرا خلاصه کرده است.

پايان- سياتل ١۵ مارس ٢٠٠۵

 

 

  ده‌نگ‌وباس

  سیاسه‌ت

  كۆمه‌ڵایه‌تی

  هونه‌رو ئه‌ده‌ب

  ژنان

  زانست

  نێونه‌ته‌وه‌یی

  په‌رلان

  ئاگاداری

_________________

  ئێدیتۆڕی كوردی

  ادیـــتور فــارسـی

_________________

 

 

 

[Mediya.Net 2000 - 2005 © Copyright]