" آن
که را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است"
در
پاسخ به مطلب " کادرهای پژاک آزادانه در ایران فعالیت می کنند"
نوشته آقای کریم مکری
دیاکو. م دانشگاه تبریز
یک روز در هنگام
جستجوی در اینترنت در یکی از سایت ها چشمم به مطلبی تحت عنوان
" کادرهای پژاک آزادانه در ایران فعالیت می کنند" افتاد خیلی
تعجب کردم و فورا کل مطلب را از اینترنت گرفتم و مطالعه کردم.
بعد از مطالعه مطلب از نوشته های آن شگفت زده شدم.
آقای مکری در
مطلبش به طور مستقیم پژاک را عامل جمهوری اسلامی معرفی کرده
بود و آن هم بدون دلیل و مدرکی و فقط به خاطر اینکه به نظر
آقای مکری چنین فعالیت گسترده ی پژاک در داخل و خارج کردستان
غیر منطقی است و آن هم در چنین جوی سکوت وار و مایوس کننده
حاکم بر کردستان را نمی تواند باور کند و در ذهن خود توهم
های همچون همکاری مستقیم پژاک و رژیم ایران برای ضعیف کردن
جبهه ی نیروهای اپوزسیون خارج از کشور می پروراند.
واقعا من هم به
آقای مکری و هم فکرانش حق میدهم چون آنها در داخل کردستان
نیستند و از طریق رسانه ها ازا فعالیت های وسیع پژاک خبردار
می شوند و جایگاه مردمی پژاک واستقبال گرم خلق از این جنبش
نوین را نمی بینند ، آنها که از فعالیت مردمی داخل نا امید
شده اند و تنها منتظر حرکتی از طرف آمریکا هستند تا انها نیز
در ان موقع بتوانند با پشتیبانی آمریکا به اهداف خود
برسند،چنین حرکت نوین را در داخل به عنوان توطئه جمهوری اسلامی
نام میبرند و با این شایعات میخواهند تا جایگاه از دست رفته
خود را با این کذبها توجیه کنند چون در واقع تصور چنین فعالتی
برای انها غیر قابل تصور است.
من به عنوان کسی
که از دور با این حزب آشنای داشته و مرتبط فعالیتها آنها را در
شهرها میبینم و به عنوان یک نفر از خلق در شرق کردستان وظیفه
خود می دانم که به این کذبیات پاسخی بدهم. هر چند این چنین
افرادی همیشه چشمان خود را بر واقعیات بسته اند و همیشه از
واقعیات گریزانند.
انکار واقعیات
یکی از معضلاتیست که در بین افرادی با نام روشنفکر برای سالهای
متمادی است وجود داشته است. متاسفانه این افراد به جای روشن
ساختن واقعیات سعی در به بیراه بردن ذهن خلقمان در جهت منافع
شخصی و حزبی بوده اند و به ان وظیفه خود که همان روشن ساختن
واقعیات برای مردم است خیانت کرده اند خیانتی که بس زهراگین تر
از تیر دشمنان و مزدورهای محلی بوده است شاید هم این رفتار
آنها نیز نشانه سطح درک اندکیست که انها دارند.
پژاک در زمانی
متولد شد که شرایط و جو حاکم بر کردستان خیلی متفاوت تر از
گذشته بود . کمرنگ شدن و تا حدی محو شدن فعالت احزاب در
کردستان موجب شده بود که دیگر مردم امیدهای خود برای اندک
تحولی در این رژیم از دست بدهند و مردم همچون افغانستان و عراق
دست به دعا بشوند تا شاید فرشته نجات ، امریکا ، به نجات آنها
برسد. و این همان بزرگترین ضربه ای است که استعمار بر خلق های
تحت ستم وارود میکند و آن نامید ساختن مردم از پتانسیل ها و
نیروهای مردمی خویش و قبولاندن و تلقین کردن به مردم که ضعیف
هستند و نمیتوانند در مقابل یک قدرت برتر برای ایجاد تحول در
آن سیستم حاکم مقاومت بکنند و متاسفانه این ضربه امروز از
جانب افراد خودی وارد میشود.
آقای مکری در
مطلب خود فشارهای رژیم به خلقمان در شرق کردستان و عکس العمل
های پژاک در مقابل این فشارها را مشکوک دانسته و ادعا می کند
که پژاک از طرف آخوندها اداره میشود و آن هم به این دلیل که
پژاک در مقابل فشارهای رژیم بر دوستانشان به طور صراحت از آن
افراد پشتیبانی کرده و رژیم هم در مقابل این افراد سخت گیری
نمیکند.
من نمی دانم ایا
آقای مکری و دوستانشان با سکوت مصلحت انگیز در مقابل فشارهای
رژیم به چه نتیجی رسیده اند و آیا آنها ماهیت ارتجاعی رژیم را
در مقابل کوچکترین فعالیت انقلابی خلق درک نکرده اند ؟ آیا با
این سکوت و سیاستها فشارهای رژیم کاسته شده است ؟
پاسخ آن نه است.
رژیم ارتجاعی
جمهوری اسلامی هنگامی که بداند که در مقابل سیاستهای پلیدش
مقاومتی وجود ندارد بر عکسی سیاستهای خود را به طور فزایند ای
ادامه می دهد.
شاید این عکس
العمل های پژاک بدین خاطر برای آقای مکری قابل درک نیست با یکی
از ابتدایترین حقوق انسان که همان " دفاع مشروع " است آگاهی
ندارد. و همان چیزی که رژیم از بکار گیری آن واهمه دارد. آیا
بکار گیری حق دفاع مشروع در مقابل فشارهای همچون اذیت و آزار
خلق توسط مراکز امنیتی رژیم که هیچگونه پایبندی به موازین حقوق
بشر ندارند نشانه ای از روابط پنهانی رژیم و پژاک است؟
آیا قیام 3 اسفند
را فراموش کرده اید ؟ و آن هم در زمانی که کوچکترین فعالیت
مردمی در بین خللق در شرق کردستان وجود نداشت. شاید هم این
قیام مردمی یکی از توطئه های جمهوری اسلامی بر علیه نیروهای
اپوزسیون بوده باشد؟!
آیا پر شدن
زندانها از کادرها مردمی و حزبی پژاک در شهرهای ارومیه و سنندج
را نمی بینید؟
متاسفانه واقعیات
زیادی وجود دارد که آقای مکری در بیان آن کوتاهی می کنند.
واقعیاتی همچون تحویل دادن 9 نفر از کادرهای پژاک و " کونگره ی
گه ل" به دولت ترکیه ،گشترش فعالیت مردمی پژاک در داخل
کردستان که موجب به خود آمدن کادرهای مردمی دیگر احزاب شده و
پیداش امیدی تازه در بین خلقمان در شرق کردستان در جهت تحولی
بنیادین در سیستم حاکم ، فعالیت وسیع درمناطقی همچون کرمانشاه
، ایلام و لرستان که موجب سر برآوردن جبهه نوین آزادی خواهانه
در این مناطق که بعضی ها نسبت به کرد بودن انها شک داشتند ،
تلاشی در جهت حل مشکلات زنان و جوانان شرق کردستان با تشکیل
اتحادیه های جوانان شرق و زنان شرق کردستان و .....
می خواهم به یک
خاطره جالب اشاره کنم که سطح درک واقعیات چنین افرادی را نشان
می دهد. یک بار در هنگام گشت زنی در اتاق های" چت روم " با یکی
آشنا شدم که اهل یکی از شهرهای شرق کردستان بود که برای رفتن
به اروپا و گرفتن پناهندگی چند سالی بود در شهر وان ( یکی از
شهرهای شمال کردستان ) اقامت می کرد.یک بار از او در مورد
وضعیت کردهای شمال کردستان سوال کردم او در پاسخ سوال من گفت
"وضعیت کردهای اینجا خیلی عالیه آنها به همه حقوق خود رسیده
اند حتی هر روز برای آزادی رهبرشان اوجالان تو خیابنها میریزند
و تظاهرات میکنند." وی ادامه داد کردهای اینجا هر روز با پرچم
های ملی و کونگره گه ل به خیابانها میریزند. دولت هم زیاد به
آنها کاری نداره . ولی اگر خلق ما این کار رو تو شرق کردستان
انجام بدهند رژیم فورا مردم را به گلوله می بندد. و به راستی
هم این سطح درک حقیقت این چنین افرادی است . آیا این افراد
چندین دهه مبارزه pkk که صدها هزار
شهید و آواره را بر داشت نمی بینند. آیا قبول ندارند این
شرایط که در کوچکترین حد هم است دستاوردی عظیم است در قبال
آنها هزاران روستا ویران شده ، سیاستهای ذوب ملی و ژنوساید
قومی و خون هزاران شهید شمال کردستان ، به دست نیامده است.
اما خوشبختانه
خلقمان در شرق کردستان از این واقعیات اگاه است و هیچ چیزی
نمیتواند مانع راه جبهه نوین به وجود آمده در شرق کردستان باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ