[ 18.10.2004 ]

گفت و گویی از دکتر عرفان قانعی فرد

با دکتر ابراهیم یزدی ، دبیر کل نهضت آزادی ایران( 1 )

هنوز عصربیداری ایرانیان ادامه دارد

 

 حسب حال : هدف از انتشار مصاحبه هایم  با شخصیت های سیاسی ،  بر خلاف رسم معمول  بعضی از ایرانی ها و عشق به" خروس  بازی " است ، در این گفت و گو ها هم به آتش " شر- افروزی " و تحریک  یا تهدید و  داشتن رفتار و برخودی -  مانند توده ای های دهه 30 و 40 نپرداخته ام ! -  هم خوشبختانه به بیماری  مطرح شدن در کنار نام بزرگان مبتلا نشده ام و خداوند را گواه می گیرم که آرمان و مقصود قلبی من ، به عنوان یک محقق دانشگاهی و جوان ایرانی ، چیزی جز آگاه کردن هم- نسلانم از عقاید و میراث نسل قبل  نبوده است و در رسالت حرفه ای ام ،  هیچگاه در برابر شدید ترین نقدها و تلخ ترین برخودها سرتسلیم  خم نکرده ام ،چه بسیار دغل کارانی سیه کارو حسودان طعنه گو که از 10 سال پیش تاکنون  به هزار تهمت و بهتان ناروا و برچسب دروغ و انواع تبلیغهای ویرانگر وهوئت سازی به قصد تخریب ، چماق تکفیر و سانسور بر من نواختند ، اما به رندی و مستی و ایمان به سه داور بی رحم " زمان ، مردم وصدق حقیقت "  همچنان بر عهد و میثاقم با هم نسلانم ، استوار و آزاد  مانده ام و به این راه ادامه می دهم .

این گفت و گوی 4 ساعته  در عصر روز 23 اسفند 1382 در منزل  دکتر ابراهیم یزدی در ایران انجام شده است .لازم به ذکر است که آقای یزدی قبل از انتشار این مصاحبه در کتاب " اندیشه در گذار ترجمه " خواهان بازبینی و افزودن مطالب جا افتاده بودند ، اما تا زمان انتشار آن کتاب در زمستان امسال ، 4 کاست ضبط شده آن گفت و گوی تاریخی و پر از نکات وعقاید شخصی ایشان   ، بدون سانسور و  بطور سریالی و تنظیم شده در 3 قسمت ،  منحصرا در سایت اخبار روز منتشر می شود.

قانعی فرد : درنهضت مقاومت ملی ، بعدازکودتای 28 مرداد ،  کمیته های دانشگاه شروع شد که فعالیت نظامی را دنبال می کردند واین افراد که در بعضی از مآخذ و Reference  ها به اواشاره شد ، حضور فعال داشتند،  ازجمله درکمیته انتشارات وتبلیغات وعضوپیوسته آنجا بوده ودرکتابهای..هم به این مسایل اشاره شده ،  می خواستم بدانم با وجود  بعضی از این  افراد - مثل آقای چمران  آقای سحابی و...-  باچه هدفی ساختار تشکیلات نهضت شکل گرفت ؟

یزدی : من بازم به عنوان رفرنس می گویم که کتابی راکه انتشارات قلم دارد چاپ می کند، تحت عنوان جنبش دانشجویی دهه 23 ،1320 تا 1340 که هم خاطراتم است وهم تحقیق تاریخی است وهم انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و ریشه های آن را بیان کرده ام ،نهضت خداپرستان سوسیالیست را کمتر، اما جنبش دانشجویی روبیشتر.

بعداز سال 32 بخشی است مربوط به فعالیتها درنهضت مقاومت ملی کمیته دانشگاه ، چه جوری بود؟... بعد نشریه های کمیته های دانشجویی .....شما میدانید در28 مرداد سال 32 کودتا شد بلافاصله نهضت مقاومت ملی دردوهفته بعد تشکیل واعلام موجودیت کرد نام آن هست نهضت مقاومت ملی . مقاومت درمقابل رژیم کودتا.... کسانی که تشکیل دادند دراونجا گفتم دراسناد ومدارک می توانید بخوانید ،  یک سری خاطراتی را که آقای وحید میرزا زاده درایران فردا تحت عنوان مقاومت دراختناق یاهمچین چیزی چاپ کرده . من توضیحاتی دادم به آقای شاه حسینی و آقای سحابی هم  دارد ....و  من اون کتاب را یاقلم چاپ کرده ام  یا انتشارات ..؟. د ر هر حال ،  بطورخلاصه کودتا 28 مرداد که انجام شد دوهدف داشت : 1- هدف زودرس .  2- هدف دوررس .  

هدف زودرس این بودکه شاه برگردد وآمدن مصدق بشود وکنسرسیون وبساط شرکت نفت وجریان نفت راه بیفتد و.... اماهدف درازمدت که عبارت ازاین بود که حرکت ملی وآگاهی جدید ملی که درمیان مردم به وجود آمده بود ازبین ببرند... شما می دانید که در  کودتای 1299 رضاشاه آمد آن هم بادوهدف بود : یک هدف این بود که به دنبال انقلاب بلشویکی درشوروی وخلاءقدرت درایران ، کمونیستها بتوانند امورکارها رادردست خود بگیرند، که باکودتا گرفتند.... امایک هدف درازمدت داشتند که آن هم این بود که اون هیجانی که درانقلاب مشروطیت بوجود آمده بود وبه دنبال آن فقط شوروهیجان بود که بوجود آمد ، میرزاکوچک خان وشیخ محمد خیابانی ودرجنوب چاکوتی ها ، تنگستانی ها اون شوروهیجان راازبین ببرند ساختاراجتماعی ایران راعوض کنند  .

رضاشاه موفق شد ساختار اجتماعی ایران راکه ازلحاظ تاریخی سه بخش داشت : وقبیله ای بود . آن ساختارتاریخی ایلات ایران راکه همیشه دربرابر پادشاهان گردن کشی می کردند ودرجامعه ای که نیروهای ملی وتشکل وجود نداشت ،این قوانین همیشه محل استبداد داخلی بودند ونمی گذاشتند یکه تازی کنند ..... این سیستم قبیله ای رادر ایران ازبین بردند. شما اگربه زمان رضاشاه ایران برگردید می بینید که بزرگترین جنگها باکردها بوده ، بابختیاریها وهمه راسرکوب کند درکودتای 28 مرداد اینها می خواستند اون راازبین ببرند،  رضاشاه موفق شد ، ولی بعد ازکودتای 28 مرداد موفق نشدند . علت آن بود که نهضت مقاومت ملی که تشکیل شد... این دستاوردها ش شد.... اگرچه بعدازیکی دوسال ساکت شد وآرام شد وخیلی هیجان وگستردگی نداشت، اماهمان نهضت مقاومت ملی وهمان فعالیتها مانع از این شدکه دستاوردهای دوران ملی شدن صنعت نفت به جهت سیاسی اجتماعی از بین برود وانگلیسی ها دوباره برگشتند ان دستاوردی که ما نفت را ملی کردیم وانگلیسی ها رابیرون کردیم ، ان دستاورد راازما پس گرفتند . اما ان تحریکها وفعالیتهایی که درمیان مردم بود، علی رغم سرکوب ،تیرباران وتبعید نتوانستند ازبین ببرند . وپابرجا ماند به دلیل این هدفهایی که نهضت مقاومت ملی برای خودش انتخاب کرده بود. درنهضت آزادی ایران، کاری که من کردم درنهضت آزادی ،5 جلد اسناد نهضت مقاومت ملی راجمع آوری ومنتشرکردیم 3 جلدآن منتشرشده و2 جلد متاسفانه دراین تجاوزات به نهضت آزادی ازبین رفت . بعدازاینکه ماتوانستیم دفترراپس بگیریم واسناد رابررسی کردیم، چیزهایی ناقص باقیمانده که احتمالا ً ممکن است چاپ کنیم .  ولی درجلد اول وسوم ، شما اگرمراجعه کنید اول بیانیه نهضت مقاومت ملی که اعلام تشکل نهضت مقاومت ملی است ،  هدفهایش کاملا ً شرح داده می شود وشما می توانید مستند کنید به آن وبگوئید آنجا اینها این حرفها رازده اند .

قانعی فرد : بعضی افراد-  مثل آقای دکتر بنی صدر- معتقدند که درطی صدسال اخیر، ایرانیها سه انقلاب داشته اند انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت وسال 57، آیا شما ملی شدن صنعت نفت رایک انقلاب می دانید ؟

یزدی : مانمی گوئیم انقلاب ،مامی گوئیم سه فراز بزرگ تحرکات ملی است . مشروطه انقلاب بود اما بازهم درمحدوده خودش بیشتراستبداد داخلی بود وبه همین دلیل شکل خیلی شدید تری داشت اما درملی شدن صنعت نفت انقلاب به آن معنا نبود یک جنبش ضد استعماری بود بیشترهدفش بیرونی بود نه درونی، بنابراین به اون معنای انقلاب اجتماعی یاانقلاب ملی محسوب نمی شود.

نه مامی گوئیم!....بلکه سه فرازبزرگ ازتاریخی مبارزات ملت ایران درراستای آزادی واستقلال....البته آزادی واستقلال ، دوروی سکه هستند... آزادی آن علیه استبداد بوده.... درجنبش مشروطه خواهی مستیقما ً محور اصلی مبارزات ما علیه استبداد داخلی بوده است .

 امادرملی شدن صنعت نفت ،قیام علیه سلطه بیگانگان بوده . درانقلاب بهمن 57 علیه استبداد بود.... به دلیل اینکه آزادی واستقلال، دو روی یک سکه هستند . استبداد واستعمار خارجی در ایران هم همیشه دوروی یک سکه بوده اند، همیشه حضوراستبداد موجب حضور استعمار شده است  واستعمارازاستبداد داخلی حمایت کرده است . تاریخ معاصر ما که هنوز به پایان نرسیده وماهنوز نمی توانیم بگوئیم که این چند سال به جایی رسیده و نوعی  Turnover ,turning point  داشته ایم .

این تاریخ ازشورش تنباکو شروع شد...یعنی ، این عصر بیداری ایرانیان که هنوز ادامه دارد ازشورش تنباکو شروع شد... شورش تنباکو یک شورش بود علیه سلطه بیگانه ، علیه امتیاز تنباکوی انگلیسها که گرفته بودند، اما چون دربارناصرالدین شاه این امتیازراداده بود، آگاهی ملی که دراثر مبارزات مردم علیه امتیاز دخانیات بوجود آمده بود ،ادامه پیدا کرد علیه استبداد ناصری.... به طور ناخودآگاه همه متوجه شدند تااین استبداد ازبین نرود دوباره اینها مرتبا قرارداد می دهند ودوباره این بساط است، که به این ترتیب آن طور شد . بعد از20 شهریورکه زمان ملی شدن نفت بود مبارزات ما علیه سلطه انگلیسها بود، اما کودتای 1332 ومبارزات بعدازآن نشان داد که بازهم استبداد داخلی اصل است ، بنابراین مجددا ً مبارزات ما رفت به سوی قیامی علیه استبداد محمدرضا پهلوی . بنابراین این سه واقعه بزرگ تاریخی فرازهایی است ازمبارزات ملت ایران برای آزادی واستقلال .

قانعی فرد : شما فرمودید که هنوز عصربیداری ایرانیان ادامه دارد، در کدام جهت ؟ وانگهی ، چه پیش بینی هایی برای این عصربیداری دارید؟

یزدی : عصربیداری ایرانیان ادامه دارد،  ازاین بابت است که هنوزان هدفهایی که پدرانمان ازشورش تنباکو وجنبش مشروطه خواهی شروع کردند ،مرتب رفتیم بالا و آمدیم پائین ...هرچند دستاوردهایی داریم ولی هنوز نهادینه نشده وبه همین دلیل آسیب پذیراست... حالا همین وضعیتی که ماداریم ، یک وضعیت نهادینه شده نیست . با ترور یک فرد ، بامرگ یک فرد،  باحمله و.. ممکن است همه چیز دوباره بهم بریزد...به همین دلیل من می گویم آن چیزی که پدران ما ازشورش تنباکو شروع کردند ، هنوزادامه دارد و هنوزبه یک پاگرد يا turninig point   نرسیده ،  منظور من ازاینکه می گوییم به پایان نرسیده این است که هنوز institutionalize نشده، یا نهادینه نشده... هنوزتمام نیروهای موثر اجتماعی برسه مبنای آزادی واستقلال باهم به اتفاق نظر نرسیده اند ...هنوزدعواهایی که دردوران مشروطیت بود ، هنوزهم آن دعواها مطرح است ...ببینید درمشروطه شیخ فضل اله نوری چی می گفت ؟ می گفت معنی ندارد که عوام بنشینند قانون تعیین کنند، ماکه خواص هستیم ماهم تبعیت کنیم.... به آزادی می گفت کلمه تبعید آزادی ....کلمه تبعید رامی دانید یعنی چی ؟ می گفت رای اکثریت دراسلام نداریم، قوه تقنین نداریم... اسلام همه قوانین راآورده....

یعنی، درک درستی ازعملکرد مجلس شورا نداشتند،  امروزهم مصباح یزدی همان حرفهاراتکرارمیکند .امروزهم جنتی همان حرفها را تکرار میکند.... بنابراین دعوایی که الان هست همان دعوایی است که درمشروطه هم وجود داشت... بنابراین هنوزدرعمق جامعه ما ، میان همه نیروهابه یک اتفاق نظر نرسیدیم که در واقع ،  جزاین چاره ای نیست وبه همین دلیل دائم باهم درتعارض هستیم ، گاهی پیروزمی شویم آنها پایین می افتند گاهی مازورمان کم می شود وآنها می آیند .....الان ببینید ما داریم می رویم به چه سمت وسویی ؟

 انتخابات مجلس هفتم نشان داد که ما دوباره برگشتیم به حکومت تک فردی... جالبه که اخیراً سرودی درست کرده اند، همین اخیراً که آقای خامنه ای بعضی ازبچه هارا دیده بود بعدازصحبتها این سرود راگذاشتند من هم تا حالا نشنیده بودم اسمش "ای سایه خدا" بود...در واقع ،  کیش شخصیت باتمام معانی آن . دوباره برگشتیم به همان جای قبلی.. نه اینکه برگشتیم به انجایی که ناصرالدین شاه بوده.... نه معنای آن این است که جنبش دمکراتیک در ایران یک مقداری عقب نشینی کرده یا ضربه خورده است وپیاده شده   آنها امدند سرکار وحالا آنها دارند چهارتخت دارند می روند  به سمتی که این حکومت فردی را تثبیت کنند ، اما آیا می توانند یانه ؟

 یک سؤال است که به نظرمن نمی توانند،  پس بنابراین این که من می گویم تمام نشده ...ازاین بابت است که هنوزاین اهداف ودستاوردهایی راکه یک زمان ما برایش انقلاب کرده ایم ،  درفرازهای مختلف ما بودیم، نسل کنونی مثل بنده،  نسلی را  که بعد از نسل دوم انقلاب داریم ،  واین نسل باز هم با این مسا یل آمده،  نسل اول و نسل  انقلاب  و شما نسلهای دوم انقلاب ....و حالا نسل سوم هستند...... اما هنوزنرسیده ایم .

قانعی فرد : اما یک سؤال مطرح می شود ، ما احتمالا  در طی این سه انقلاب ، ً به آرمانها یمان پایداروپایبند نبودیم ویا دیرمتوجه شدیم وگرنه یک انقلاب  کافی بود و نیازی به تکرا تجربه نبود ؟ 

یزدی : هیچکدامش نیست ! مابه آرمانهایمان پایبندبودیم انهایی که آرمان گرا بودند، امابرای اینکه این جنبش  institutionalize ( نهادینه )شود  وبه نقطه برسه مامسائل مان را نمی توانیم با زورحل کنیم... درانقلاب مشروطیت مشروطه خواهان پیروزشدند  و مستبدین شکست خوردند ...اما مستبدین ازبین نرفتند ،  اگرازبین رفته بودند قانون اساسی مشروطه دربطن خودش تعارض نداشت ... ببینید شما اگرقانون اساسی مشروطه رامطالعه کنید اصولی هست که خیلی دوپهلو است ..... مثل اصل 48 چون که نه نیروهای مشروطه خواهان اون اندازه قوی بودند که به کلی پادشاه را بنشانند سرجایش وپادشاه هم  ببیند که  هیچ چاره ای ندارد ، بلکه باید بپذیرد که این تنها راه حل است .....و نه مستبدین هم زورداشتند که مشروطه خواهان رابه کلی منحل کنند!...... بنابراین آمدند این وسط یه جایی باهم دیگر " کا نسترومایز" یا تمرکز کردند وبنابراین قانون اساسی مشروطه به گونه ای نوشته شده است که هم پادشاه را و هم مشروطه خواهان را راضی کرد اما بعدها همان اصل 48 موجب شدکه رضاشاه بگویدکه نه من باید اینهارامعین کنم ومعین هم می کرد ودعوا شد بین مشروطه خواهان ومستبدین جدید.... که شاه سلطنت کند نه حکومت او...او می گفت من آریامهرهستم و همه کارها راباید بکنم .

 مثلا ًمن الان دارم چیزی می نویسم دررابطه با الگوی ژاپن . آقای حدادعادل گفته می خواهیم ایران را ژاپن اسلامی کنیم . من دارم دنبال آن مقاله ای هستم  که الگوی چین را نوشته بودم ،  درباره الگوی ژاپن درزمان امپراطورنیجی درژاپن هم این دعواها بود . اما بالاخره ژاپنی ها ، مجموعه نیروها - اعم ازملت گرایانی که دعوا دارامپراطوربه عنوان خدایگان بودند و هم بقیه -  به این جمع بندی رسیدند که باید این تغییرات را بپذیرند مادرایران هنوزبه این جمع بندی نرسیده ایم  .

قانعی فرد : دلیلش این نیست که در نوعی مداربسته مانده ایم ؟

یزدی : یعنی چی مداربسته ؟

قانعی فرد : یعنی مداربسته ، نوعی  انحصارگرایی هست از استبداد و عدم ارتباط برون و درون مرزها و... که زبان ما هم  بجای اینکه  هدف باآزادی باشد ،  هدفمان قدرت است . یعنی همه قدرت محورند ؟

یزدی : ایرادی ندارد!  .... من ایرادی نمی بینم اگردرکشورهای دیگری که دمکراسی مسلط شده اونجا بازیگران واکنش گران دنبال قدرت نیستند ؟ چرا دنبال قدرتند ....خوب ماهم دنبال قدرتیم . مهم این نیست من چه می دانم در دل ایشان  یا در  دل شما...یا حتی در دل من چی هست ؟... مهم این نیست که در دل شما چی می شود؟ مهم این است که ساختارقدرت ومناسبات قدرت به گونه ای باشد که این آقا نتواند هرکاری که دلش خواست بکند... نه اینکه نخواهد... حتی اگر هم قانون به اواجازه می دهد نتواند.... الان ملکه انگلستان می تواند مجلس رامنحل کند.... اما شرایط سیاسی اجتماعی به او اجازه نمی دهد که ازآن قدرتی که دارد استفاده کند تا بخواهد این انحلال مجلس را بیاورد.... بایک نشست وبرخواست دررأی گیری ،  سلطنت رامنقرض می کنند . به عنوان سمبل سنت های گذشته نگاهش داشته اند.... مثل امپراطور درژاپن.... امپراطور خدا نیست امپراطورهم به این جمع بندی رسیده که منافع ژاپن دراین است ....که من همین جا ، این اندازه محکم باشم ....من چند سال پیش استکهلم بودم ،  دعوتم کرده بود . درinternational center  ا نجا صحبت کردم . یک روزی دیدم سرمسائل خیریه ملکه سوئد حرفی زد...آنجا زندگی کردید می دانید که درسوئد نظام پادشاهی است... قدیمی ترین کشور سوسیال دموکرات دنیا.. که حزب سوسیال دموکرات بیش از70 سال است که حاکم است و هنوزپادشاهی دارد .... بله چیزی راجع به امورخیریه گفته بود که همه در پاسخش گفتند که به شما چه مربوط ؟......آقای هانس برگمن مهماندارمن بود و خیلی به ایران علاقه مند بود وکمیته روابط ایران وسوئد رادرست کرده بود. گفتم هانس اینها چه می گویند؟ حرفی که نزده ،.....گفت : این الان راجع به امور خیریه صحبت می کند ، اگرجلویش نایستیم، فردا راجع به چیزهای دیگری صحبت می کند..... به توچه مربوط بنشین سرجایت!.. .الان درکاخ پادشاهی استکلم هست اما فقط برای مهمانی های رسمی ، پذیرایی هست ..وگرنه خود شاه وملکه درآپارتمانی دیگری زندگی می کنند ...مثل بقیه بادوچرخه می آیندومی روند ومن دیدم ... 

پس ببیند نمی توانیم بگوئیم که چون ما آدم هایی هستیم که دنبال قدرت هستیم و تشنه قدرت هستیم ، نتوانسته ایم.... من می توانم تشنه قدرت هم باشم ....اما چیزی که درما ایرانیها هنوزهست به نظرمن مانع فرهنگی است.... این است که مبتلا به فرهنگ استبدادی هستیم اینجا باید  استبداد را  فقط درروابط سیاسی قدرت ندانیم ، بلکه درروابط فرهنگی آن بدانیم... ویژگی های استبداد وفرهنگ استبدادی مطلق بینی ومطلق خواهی ومطلق نگری است. من حق مطلق هستم همه چیزرامن سیاه و  سفید می بینم... این مطلق بینی است که این کار رامی کند اگرمن مطلق بین نباشم ،  می گوئیم خوب بله من باید قدرتم را حفظ بکنم ، و برای اینکه حفظ کنم باید ایشا ن هم بیدارشوند ، اما متلون خواهان پیرو قانون همه یا هیچ هستند..... یاهمه باید باشند یاهیچی نباید باشد.... درحالیکه درسایرکشورها دموکراسی جامعه بشری ، امورنسبی است... ما در عالم واقع هیچی چیز سیاه وسفید نداریم همه چیز خاکستری است ..... نه من حق مطلق هستم نه شما باطل مطلق .....اما بعدها ایرانیها به دلیل ابتلا به یک نوع بیماری ،  بدلیل 2500 سال حکومت سلطنت استبدادی ، این روحیه را دارند ، و  این درتمام ساختارها هست .

  روابط پدرها و  روابط استاد با دانشجوها را می بینیم،  این آقای ناشر کتاب رامی خواهد ببرد انجا در وزارت ارشاد ، ان  آقا کاری به قانون ندارد که ، می گوید ،  من این کلمات رانمی پسندم بروو آنها را  عوض کن ....هرچه می گویند  بابا آخر چیست مگر دو تا کلمه ؟... همین  نگاه استبدادی ، مشکل اساسی مااست.... ژنتیک نیست تغییر پیدا می کند اما باید بدانیم که ما چنین ویژگی هایی داریم ،  اگر این آقا رابردارند شما را بگذارند همان جوری عمل می کنیم 

قانعی فرد : بعدازکودتای مرداد درسال 39 جبهه ملی را دکتر علی شایگان ازیاران دکترمصدق درآمریکا تأسیس کرد . اولین کنگره هم درسال 41 درشهر نیویورک تأسیس شد درکنگره های بعدی درسال 66تا 67 برگزارشد . دادن وقت هم شما عضو شورای برگزیده آن بودیم این یه نوع اپوزسیون درخارج ازکشور به شمارمی رفت . آیا به نظرشما درهر انقلاب یاهر جنبش نقش اپوزسیون درخارج ازکشور چگونه می تواند باشد ؟

یزدی : من اول یه اصلاح می کنم جبهه ملی آمریکا رادکتر شایگان تأسیس نکرد .

قانعی فرد : من بنابه استناد حرف آقای سرهنگ نجاتی می گویم

یزدی : سرهنگ نجاتی ، اصلا تمامش ناقص است . جبهه ملی آمریکا راهنگامی که من درشهریور سال 39 به آمریکا رفتم ف  قبل ازاینکه بروم به آمریکا ، خوب درنهضت مقاومت ملی همانطوری که شما اشاره کردید درکمیته های مختلفی بودم در سالهای آخر هم عضو کمیته اجرایی نهضت مقاومت ملی بودم ، درست است که فعالیتها خیلی نبود ،اما ما هردوشنبه جلسه های کمیته مرکزی وکمیته اجرایی راداشته باشیم مهندس بازرگان بود ، نصرت اله امینی بود،  رحیم اعطایی بود ، حسن نصیح  ، امیر مهندس شهافیا بود-  که شد امیرانتظام -  ما مسائل سیاسی را بررسی می کردیم و صحبت می کردیم ، گاهی هم چیزهایی را می نوشتیم وارایه می دادیم.... سال 38 مطالعات سیاسی نشان داد که آمریکائیها به شاه دارند فشار می آورند که تغیراتی را بپذیرد، ما احساس می کردیم که زمان آن فرا رسیده که مبارزه سیاسی زیرزمینی را به یک مبارزه سیاسی رو زمینی که گسترده تر باشد تبدیل کنیم، بنابراین یک طرحی تهیه کردیم  و رفتیم بارجال ملی...که البته  شایگان نبود وبقیه در ایران بودند مثل معظمی و  مثل بقیه.... بقیه هم صحبت کردند تیم های دونفره وسه نفره شدیم  که ازمجموع مخالفان نهضت مقاومت وبا همه آقایان صحبت کردیم . واین تحلیلمان راارئه دادیم... همه پذیرفتند که الان وضع مناسب است اساس 120تا 130نفر را تهیه کردیم که همه اینها رادعوت کنیم که آن وقت این بشود یک حرکت جدید ازدرون این حرکت ، جبهه ملی بوجود آمد اولین فعالیت سیاسی خارج ازمجموعه ها به طور علنی درانتخابات مجلس 12 بود که به عنوان اعتراض رفتیم در جلوی وزارت کشور که اون موقع درمیدان ارگ بود -  جایی که الان دادند به دادگستری  - اتابکی وزیرکشور بود رفتیم انجا .

 آقای مهندس بازرگان،  دکتر سعیدی کشاورز – صدر- نصرت اله امینی ویک نفر دیگر ازبین 5 نفر انتخاب شدند و رفتند با وزیر صحبت کردند.... جبهه ملی ازآنجا شروع شد... من درشهریور سال 39 که خواستم بروم به آمریکا، پیغامهایی راازطرف مهندس بازرگان وآقای کاظمی بردم برای شایگان وبرایش توضیح دادم که وضع ایران اینطور است و  اوهم استقبال کرد وپیشنهاد این بودکه جبهه ملی آمریکا رااعلام کنیم و  باهم نشستیم  و با افراد صحبت کردیم ....دعوت افراد به تشکیل شورای جبهه ملی آمریکا با خط من است و دراسناد دارم که دعوت کردیم و  یک شورا تشکیل شد... شایگان بود ،  صادق قلی ( قطب ) زاده بود،  چمران بود ، شاهین فاطمی ،علی محمد برادرزاده ، مرحوم دکترفاطمی - که جزء سلطنت طلبان است -  جبهه ملی را تأسیس کردیم واساسنامه ای تنظیم کردیم .

 رئیس شورای مرکزی دکتر شایگان بود، مرحوم دکتر فاطمی که سفیر ایران درسازمان ملل بود ، بعدازکودتا پذیرفت که ادامه دهد . ویک هیئت اجرایی را تعیین کردیم که مرحوم نخشب بود وشاهین فاطمی بود چمران بود ومن ویک آقای دیگر.... وبه این ترتیب یک جبهه ملی درست شد . وهرسال هم ما کنگره داشتیم درسرتاسر آمریکا ....افرادی هم دعوت به همکاری شدند و آمدند وتاسال 43و44 جبهه ملی درآمریکا بود... اما بافروکش کردن مبارزه درداخل ایران بعداز 15 خرداد سال 42 ...آرام آرام سکوت جبهه ملی ایران در داخل کشور وتشکلاتی که در داخل کشور به وجود آمدند .

اما سؤال شما قسمت دوم ؛ اصولا ً نقش ایرانیان خارج ازکشور،  من پیشنهاد می کنم شما این را تحت این عنوان مطرح کنید نقش ایرانیان خارج ازکشور درجنبش ها وخیزش های ملی کشوردخیل بودند و درجنبش های داخلی نقش داشتند ...چه ایرانیان که رفتند درهند وتحریکات هندی ها راعلیه انگلیسی ها دیدند ومتأثرازآن آمدند درایران مسائلی رامطرح کردند ،  شما اگر تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی رابخوانید.... می گوید تاوقتی دورهم جمع می شدیم چرا نگران بودیم ...دقیقا ً می گوید همان کاری که انگلیسیها درهند کردند شرکت هند شرقی رفت آنجا وباعث سلطه انگلیسی ها شد ...این ها با آمدن کمپانی انگلیسی دردخانیات همان کاررامی خواهند بکنند... کاملا ً نشان میدهد که فعالان سیاسی آن موقع ازآنچه که درهند بوده با خبربودند به کمک آمدند ورفتند به آنجا .

درترکیه عثمانی ،دوران عثمانی هم می دانیم . می دانیم بسیاری ازایرانی های که تبعید شدند ، رفتند آنجا ودر آنجا مؤثرتربودند و کارکردند . ما می دانیم ایرانیانی که درقفقازبودند درانقلاب مشروطه نقش داشتند اگربخواهیم این سیررابرویم ....ایرانیان مهاجرراباید طبقه بندی کنیم... ایرانیان مهاجر، 1 طبقه افراد عادی بودند که برای کاررفتند یا ـ می رفتند به باکوتری کمپانی نفت و در باکوکارمی کردند ...افرادی  عادی بودند یا دردوران های بعدی می رفتند به کشورهای عربی کویت ،دبی ،که کارگران معمولی بودند و می رفتند برای کاریا کسانی بودند که مهاجربودند و می رفتند درنجف وکربلا مجاورمی شدند... این افراد سطح اطلاعات سیاسی شان پائین بود و  وابستگی طبقاتی شان درسطح پائینی بود .

ما نمی بینیم اینها درجنبش های ما نقش داشته باشند ، اما یک گروههای دیگری بودند که تحصیل کرده های ما بودند به اروپا رفتند به هند یا درقفقاز بوده اند ، اینها درتمام دوران مؤثر بوده اند . دردورانی که شما الان پرسیدید سال 39تا 40 جبهه ملی شعبه آمریکا ، جبهه ملی شعبه اروپا ، سازمان دانشجویان ایرانی درآمریکا ، اتحادیه دانشجویان ایران دراروپا ، و بعدها کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ، انجمن اسلامی دانشجویان درآمریکا ، کانادا، انجمن اسلامی دانشجویان دراروپا ، نهضت آزادی ایران درخارج ازکشور، همه اینها درجنبش داخلی ایران نقش داشتند هرکدام به یک صورتی .

هنگامیکه مردم ایران در15 خرداد سرکوب  شد،  تظاهرات ما علیه شاه مؤثرتر بود . هنگامی که درسال 43 شاه آمدند به آمریکا ، ما آن چنان تدارکی برای تظاهرات علیه شاه گرفته بودیم که آقای باهر که سرکنسول ایران درنیویورک بود پسرآقای زنجانی ،سعید زنجانی را فرستاد پیش چمران وسفارت می گوید این کارها رانکنید . هرکاری شما بگوئید ما می کنیم . بازرگان، طالقانی و.... را آزاد می کنیم .

من وچمران نشستیم بحث کردیم . پیغام دادیم که بروید با بازرگان وطالقانی درزندان مذاکره کنید انها هردستوری دادند ما انجام می دهیم . تظاهرات بسیارگسترده ای را انجام دادیم . درتمام دوران به خصوص ازسال 40 به بعد درواقع ازشهریور سال 39 تظاهرات گسترده دانشجویان خارج ازکشوربود، من می خواهم به شما رفرنس و ارجاع بدهم که کجاها این اطلاعا ت راجمع کرده ام.

 من هنوزنرفته بودم به آمریکا دراوایل شهریور سال 39 ،17 دانشجو ایرانی رفتند جلوی سازمان ملل تظاهرات کردند واین یک نقطه آغازاست که بعدا ً این را شرح می دهم که سازمان دانشجویان ایرانی درآمریکا را چگونه بچه ها گرفتند و  دست دولت بود و دست سفارت بود و دراپلینسی که درانجا کنگره تشکیل شد چه اتفاقی افتاد که سازمان دانشجویان راباصطلاح سازمان نیروهای ملی بودند، سازمان انتخابات را ــ صادق مدرسان زاده بود و سیروس پرتویی و مجید تهرانیان بود  وبا شاهین فاطمی اکثریت را بردند . دراروپا هم جبهه ملی اروپا تشکیل شد که همه از دوستان ما بودند .علی شریعتی بود و روزنامه ایران آزاد ماهانه چاپ می شد که شریعتی سردبیرآن بود این ها درجنبش درون ایران اثر گذاربودند . یکی ازمؤثرترین آن اقدامات ، دفاع اززندانیان بود .

 

 

  ده‌نگ‌وباس

  سیاسه‌ت

  كۆمه‌ڵایه‌تی

  هونه‌رو ئه‌ده‌ب

  ژنان

  زانست

  نێونه‌ته‌وه‌یی

  ئاگاداری

 

 

 

[Mediya 2000 - 2004 © Copyright]