[ 24.04.2005 ]

شرح‌ مختصری اززندگی نامه

استاد صارم الدین صادق وزیری

نام استاد صارم الدین صادق وزیری بعنوان مبارزی آزادیخواه وآشتی ناپذیر ، برای ملت كرد بویژه در كردستان ایران وعمدتا درمیان محافل سیاسی و شخصیتهاوجمعیت های ازادیخواه ودمکراتیک ایران درحافظه تاریخ نیم قرن گذشته‌ تثبیت‌ گردیده است وهمین امرموجب احترام وجایگاه ویژه‌ای است که به حق ازآن برخوردار است .

این شخصیت محترم ومحبوب  ، درستکارومتعهد ، درسمت حقوقدان ، سیاستمدار، قاضی و وکیل دادگستری ، نقش بسیارموثروچشمگیری درهدایت مبارزات خلقهای ایران علیه حكومتهای خودكامه پهلوی واخوندی ایفانمودند .

مدتهاپیش بهمراه تنی چند از دوستان تلاش كردیم  ، درزمینه كارهای تحقیقاتی خودگفتگویی با ایشان داشته باشیم ، به دلایلی استاد ارجمند این امر رابه زمانی دیگر موكول فرمودند .

پس ازچاپ كتاب" دفاع از2 شخصیت برجسته كرد ، زند‌ه‌یادان قاضی محمدواحسان نوری پادشا " استاد مرحمت فرمودندوپخش تعدادی ازكتاب مزبور رابه من سپردند و بااستقبال گرم هموطنان كرد و غیركرد ، درخارج وداخل ایران روبروگردید . بسیاری ازجوانان کردمایل به آگاهی بیشترازشرح حال ایشان بودند ، حیفم امد اززبان وباقلم خودایشان هرچندمختصرباشد ، به این درخواستهاجواب داده نشود .  اخیرا موفق به اخذ زندگی نامه ایشان گردیدم  ، این نوشته گوشه‌هایی اززندگی این استاد گرانمایه را بیان‌می‌كند. 

منصور بلوری    اوریل 2005

Man55_3@ hotmail.com

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 تاریخ تولد واقعی من 12خردادماه 1300 است. ولی وقتی كه می‌خواستم واردخدمت قضائی شوم ناگزیر دادخواست كبرسن به دادگاه دادم ودرنتیجه درشناسنامه من تاریخ تولداول فروردین ماه 1299 خورشیدی قید گردیده است . تحصیلات ابتدائی راتاپایان كلاس چهارم ابتدائی دردبستان بدروازكلاس پنجم ابتدائی تاپایان كلاس پنجم متوسطه دردبیرستان شاهپورسنندج سپری كردم وچون درآن زمان درسنندج كلاس ششم متوسطه وجودنداشت ناگزیربه تبریزرفتم وكلاس ششم متوسطه را دردبیرستان فردوسی تبریزبه پایان بردم ودیپلم متوسطه رادررشته علمی دریافت كردم .                               

به مناسبت حوادث سوم شهریور1320 تحصلات دانشگاهیم دستخوش وقفه شد ولذایكسال به شغل دبیری دردبیرستانهای سنندج اشتغال داشتم وسپس دركنكوردانشكده حقوق شركت كردم وموفق شدم  .

رشته قضایی آن دانشكده راباموفقیت به پایان بردم وپس ازچندماه وارد خدمت قضایی شدم  . سمت‌های قضائیم به ترتیب : دادیاری دادسرائی تهران ، مسئول دائره اجرای احكام دادسرای تهران ، بازپرسی تهران ، دادیاری دادسرای دیوان كیفر، بازپرسی دادسرای دیوان كیفربود كه دراین سمت به مناسبت شركت درانتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی درمهاباد منتظرخدمت شدم . بعدا مجددا از طرف وزیروقت دادگستری به خدمت دعوت شدم وسرانجام تاكودتای 28 مرداد درسمت دادیاری دادسرای استان مركزانجام وظیفه كردم وپس ازكودتا به فاصله چندروزبازداشت شدم .                              

دردوره خدمت قضائی ماموریتهای عدیده داشتم ازجمله باسمت بازرس ، بازرسی كل كشورو نخست وزیری ، عضویت هیئتی راداشتم كه ماموریت بازرسی دروزارت پیشه وهنروبانك صنعتی راعهده‌دار بودوپرونده اتهامی قوام‌ السلطنه نخست وزیرسابق را این هیئت تهیه وبه مجلس شورای ملی احاله كرد. دردوره خدمت قضائی ازفعالیت اجتماعی غافل نبودم وجزوهیئت موسس جمعیت قضات وكارمندان دادگستری بودم كه چهارصدنفرقاضی وكارمنداداری عضوان جمعیت بودند . ازطرف مجمع عمومی به عضویت هیات مدیره انتخاب شدم وتاپایان عمرجمعیت ، یعنی 28 مرداد1332 این سمت را حفظ كردم ودرضمن مسئول وسردبیرروزنامه ارگان جمعیت قضات وكارمندان دادگستری بودم . این   جمعیت درجهت استقلال قضات ودفاع ازشئون قضائی مصدرخدمات مهمی بود .

درسال 1325 همراه جمعی ازهم ولایتیها ، جمعیت كردستانیهارادرتهران تاسیس كردیم كه متاسفانه به مناسبت فضای سیاسی خاص ‌‌ان دوران عمربسیاركوتاهی داشت .

درسال 1328عضویت حزب توده راپذیرفتم ودرحوزه مخفی اندرمخفی شركت می‌كردم . درسال1329 جمعیت ملی مبارزه با استعمارتاسیس شد . من جزواعضای موسس جمعیت بودم ودرمجمع عمومی به عضویت شورای مركزی وهیات مدیره جمعیت انتخاب شدم . ازطرف هیات مدیره جمعیت عهده‌دار      سمت سردبیری روزنامه  "شهباز"بودم وتاپایان سال 1331این سمت راتصدی می‌كردم .                  

درسال 1329 جمعیت حقوقدانان دمكرات ایران تشكیل گردید ، من عضوشورای مركزی این جمعیت بودم . در سال1331 درجنب كمیته مركزی حزب توده ایران ، كمیته‌ای بنام "كمیته اذ ربایجان و كردستان(كاك)" تشكیل گردیدكه مركب ازسه نفربود : دكترحسین جودت مسئول این كمیته بود كه البته عضویت هیات اجرائیه حزب توده ایران رانیزداشت ، من یكی ازاعضای این كمیته ومسئول امور كردستان بودم.

پس ازكودتای 28 مرداد بفاصله چندروزبازداشت شدم . جزونخستین گروه اززندانیان سیاسی بودم كه به قلعه فلك‌الافلاك تبعیدگردیدیم . شرایط دشواروغیرانسانی حاكم برزندانیان فلك‌الافلاك بسیاردلخراش بود ، پس ازچندی بازجزونخستین زندانیانی بودم كه به جزیره خارك تبعیدشدیم . دراین جزیره  در شرایط بسیارسختی هم تبعیدی وهم زندانی وهم مشمول مقررات سربازخانه بودیم . درتمام این ماهها باستنادماده پنج قانون حكومت نظامی بازداشت بودم ونه تحقیقی ازمن شده بودونه اتهامی تفهیم گردیده بود، تااینكه مجددابه تهران عودت داده‌شدم وازطرف دادرسی ارتش به اتهام براندازی سلطنت بازداشت شدم وپس ازمدتی كه درجنب فرمانداری نظامی بازداشت بودم به زندان لشكر2 زرهی منتقل گردیدم . قریب نه ماه درزندان لشكر2 زرهی بودم وسپس به زندان انفرادی درعشرت آبادمنتقل شدم . درمدت چهارده ماه درزندان انفرادی بدون ملاقات وهواخوری وبدون حق استفاده ازغذای شخصی و حتی بدون داشتن یك قوری برای تهیه چای درشرایط بسیاردشواروغیرقابل تحمل بسربردم كه نتیجتا به سختی مریض شدم وناچاریكماه دربیمارستان پهلوی ارتش تحت معالجه قرارگرفتم . درطول چهارده ماه زندان انفرادی چندبارشبانه به لشكر2 زرهی نزدبازپرس لشكر2 زرهی برده‌ شدم كه كه ساعتهادر هوای سردتحت بازجویی بودم  . پس ازانقضای این چهارده ماه مجددابرای محاكمه به زندان لشكر2 زرهی انتقال یافتم وسرانجام در دادگاه نظامی كه درسربازخانه حشمتیه تشكیل می‌شد ، درشرایطی كه وقت مطالعه ومراجعه به پرونده اتهامی رانداشتم وبرای چهارنفرزندانی فقط دوساعت وقت مراجعه به پرونده داده بودند ، ناگزیربه دفاع ازكلیات پرداختم واتهام رامردود ، اعلام كردم ودرعین حال دفاع از استقلال وحق حاكمیت ملی را اشكارا ستودم  وبه آن افتخاركردم ، بالنتیجه به اعدام محكوم شدم . پس ازچندماه درشرایط دیگری به دادگاه تجدید نظرنظامی رفتم ودرآن دادگاه نیزدفاع اصولی راتجدیدو تائید كردم كه به حبس ابدمحكوم شدم وبرای تحمل زندان ابد به زندان قصرتحویل شدم . دراین زندان ابتدابه بندچهارزندان شماره یك وسپس به زندان شماره 3 برده شدم وسرانجام رئیس كمیسیون عضووزارت دادگستری كه ازدوستان نزدیك من بود ، دربرابرموافقت باعضوچندسرهنگ ارتش كه مورددرخواست دادستان ارتش بود ، موافقت اورا با بخشودگی مجازات من اخذ وپس ازچهارسال واندی از زندان آزاد شدم.

پس از آزادی می‌بایستی زندگی تازه‌ای پایه ریزی كنم . برای گرفتن جوازوكالت دادگستری مدتها تلاش كردم . كانون وكلای مركزازدادن جوازخوداری كرد ! ناگزیرازكانون وكالای فارس جوازوكالت گرفتم ولی درتهران به كارپرداختم .  به این علت تحت تعقیب انتظامی قرارگرفتم . دادگاه انتظامی كانون وكلای فارس حكم برائت مرا صادركرد . امابازدست بردار نبودند ، پرونده مرا به محكمه عالی انتظامی قضات كشاندند ! این محكمه حكم برائت راتاییدوتنفیذ كرد . بادستاویزمضحكی باهمدستی وزیر وقت دادگستری ورئیس كانون وكلای مركزپرونده مرابه هیات عمومی دیوان كشوربردندكه دراین تلاش نیزناكام ماندندوهیات عمومی دیوان كشورتقاضای وزیرورئیس كانون وكلای مركزرا مردود اعلام كرد . درآخرین انتخابات كانون وكلای مركزكاندیداشدم وبا آرای درخورتوجهی به عضویت اصلی هیات مدیره كانون ، انتخاب شدم . ازطرف هیات مدیره باتفاق ارا بعنوان بازرس اول هیات مدیره انتخاب شدم وتاخروج ازایران هردوسمت را دارا بودم  .

درسال 1356 جزو وكلاوقضاتی بودم كه طی نامه سرگشاده‌ به شاه ، اجرای قانون اساسی ومتمم آنرا تقاضا كردندوخواستارفضای بازسیاسی شدند . درهمین سال جزوموسسین جمعیت حقوقدانان ایران بودم این جمعیت نقش بسیارچشمگیری درمبارزات ازادیخواهانه ملت ایران ایفاكرد .  دردو مجمعی كه این جمعیت بعنوان مجمع عمومی برگزاركرد ، بعنوان عضوشورای مركزی وهیات مدیره انتخاب شدم وتا خروج ازایران این سمت هاراعهده‌داربودم.

درسال 1357 جزوهیات موسس جبهه دمكراتیك ایران بودم وبه عضویت هیات مدیره این جبهه بر گزیده شدم . درهمین سال جمعیت كردهای مقیم مركزرا باتفاق گروهی ازمبارزان سیاسی كردتشكیل دادیم كه من سمت سخنگوی آنراتاخروج ازایران داشتم وروزنامه " بروسكه " رابعنوان ناشرافكاراین جمعیت انتشاردادم . مدیریت وسردبیری این نشریه رانیزبه عهده داشتم .                                 

پس ازتغییررژیم درتاسیس هیات نمایندگی خلق كردنقش اساسی را ایفاكردم وبرای تحقق اتحادواتفاق احزاب وسازمانهای كردی تلاش كردم .

درسال 1357 باتفاق عده‌ای ازكادرهاونویسندگان نشریه هفتگی "  صدای معاصر" راانتشاردادیم . از طرف هیات تحریریه این نشریه به سمت سردبیرنشریه انتخاب شدم .

درنوروزسال 1358 به درخواست وزیركشور، همراه اوبه سنندج رفتیم وبه جنگ سنندج پایان دادیم . ابتكارپیشنهادتشكیل شورای شهروتفویض اداره امورشهربه این شورابامن بودوتهیه متن موافقت نامه هیات اعزامی ازمركزبه زعامت آیه‌الله طالقانی ، بانمایندگان احزاب سیاسی كردستان بامن بود و همچنین آئین‌نامه انتخابات شورای شهرواختیارات انرامن تهیه كردم . درآخرین روزسال 1358 برای معالجه ازایران خارج شدم وبراثرحوادثی كه دربهارهمین سال دركردستان روی داد ، دیگرامكان مراجعت به ایران میسرنبودوازهمان اوان درمهاجرت ناخواسته  درسویس به سرمی‌برم.

 

 

  ده‌نگ‌وباس

  سیاسه‌ت

  كۆمه‌ڵایه‌تی

  هونه‌رو ئه‌ده‌ب

  ژنان

  زانست

  نێونه‌ته‌وه‌یی

  په‌رلان

  ئاگاداری

 

 

[Mediya.Net 2000 - 2005 © Copyright]