|
تحليل جلال طالباني از مخالفت با فدراليسم
تلاش زيادي عليه خواستههاي كردها در جريان است. در يكي از جلسات اخير
شوراي حكومت، من ناچار شدم به صراحت با آنان صحبت كنم. من به ايشان گفتم،
زماني كه سازمان ملل شكل گرفت، كردستان جزو مناطقي بوده كه براي استقلال در
نظر گرفته شده بود. تا به صورت مستقل وارد سازمان ملل بشود و ممكن بود
پنجاهمين كشور آن جامعه باشد.
اكنون هم كه 180 دولت در سازمان ملل عضويت دارند، در ميان آنان دولتهايي
وجود دارد كه ميزان ساكنان آنان كمتر از شهيدان يك انقلاب از انقلابهاي مردم
كردستاناند. با اين حال، از آن بهرهمند شده و در حالت استقلال به سر ميبرند.
ما هم در اين شرايط و فعلا از آن چشمپوشي كردهايم. من به آنان گفتم كه شما
چه چيزي به ما دادهايد و در عوض ما چه چيزي به شما دادهايم؟
من گفتم، شما چيزي به ما ندادهايد، در صورتي كه ما سروري و محتواي
استقلال را به شماها ارزاني داشتهايم. ما مستقل بودهايم، ما واقعا دولت
مستقل بودهايم، اما از اقتدار ميهني صرفنظر كرده و به خاطر استقلال شما، صرف
نظر كردهايم. ما آن را به شما بخشيديم، اما با اين حال، هنوز كشمكش و درگيري
بر سر تصويب اصول فدرالي براي خلق كرد در ميان است. بدون شك، ما تلاش زيادي
كرديم تا فدراليسم جغرافيايي را به تصويب برسانيم. چون ما مردم كردستان ميخواهيم
نه همه مردم كرد را، زيرا در جنوب بغداد و در مناطق ديگر هم كردها وجود دارند.
معناي فدراليسم نژادي كه شايد در نزد بعضي از روشنفكران اولويت داشته
باشد، ما را از چندين منطقه كردستان بينصيب خواهد كرد؛ مثلا كركوك و مناطق
ديگري كه به باور ما، در چارچوب جغرافياي كردستان قرار خواهند گرفت، اما در
محدوده مفهوم و معناي قوميتي، قرار نخواهند گرفت. همچنانكه مشخص كردن اين
مسأله از نظر نژادي نميتواند تمام خواستههاي ما را در منطقه برآورده سازد،
لذا تصويب فدراليسم بر اساس جغرافيايي، آن ترس و نگرانيها را كه گويا اين
فدراليسم، تنها يك فدراليسم كردي است، از بين خواهد برد. در حالي كه اين يك
فدراليسم عراقي خواهد بود، زيرا تمام ملت عراق از حقوق فدرالي بهرهمند خواهند
شد و بر اساس آن، خواستههاي همگي برآورده خواهد شد. در معنايي ديگر، فدراليسم
كلمهاي است كه مفهوم وحدت (الاتحاديه) را ميرساند. زماني كه فدرالي را به
وحدت، ترجمه كنيم، رضايت خيليها، حاصل خواهد شد.
اما وقتي كه ميگوييم فدرالي، ترس و نگراني خيليها را ميبينيم، به همين
خاطر، من پيشنهاد ميكنم كه از اين بعد، كلمه «الاتحاديه» يا «وحدت» را به
جاي فدرالي به كار بگيريم، زيرا از نظر تاريخي، فدرالي به منظور ايجاد وحدت و
يكپارچگي مناطق با همديگر، به كار گرفته شده و نه به منظور تقسيم كردن.
اكنون براي فدراليسم تصميم گرفته شده است، اما تصويب آن در شرايط آينده و
مشخص كردن مرزهاي آن و نيز اختيارات اين فدراليسم، هنوز به كوششهاي جديدي
نيازمند است.
همچنانكه ميدانيد، اوضاع فعلي عراق، دشوار و پيچيده شده است. علل آن،
تنها دخالتهاي خارجي نيست، بلكه عدم سازش داخلي هم هست.
برخي از برادران عرب سنّيها، فكر ميكنند كه به آنها ظلم شده است و يا
اينكه نماينده واقعي خود را در شوراي حكومت و در وزارتخانهها ندارند. البته
نوعي فرق و اختلاف طايفهاي هم در وزارتخانهها ديده ميشود. من وزارتخانهاي
را ميشناسم به نام وزارت بهداشت كه 16 كارمند دارد و همگي هم عرب شيعهاند.
نه يك نفر كرد و نه يك نفر سنّي يا مسيحي در آنجا كار نميكند. از مستخدم
گرفته تا شخص وزير، همه از برادران شيعهاند و همه طرفدار يك حزب. بدون شك، اين
تفاوتها، كاري خواهد كرد كه برادران عرب سنّي مذهب، به نوعي احساس تبعيض كنند
و به همين دليل اين احساس به آنها دست ميدهد كه به وحدت ميهني عراق خدمتي نميرساند.
به اين دليل بود كه ما در شوراي حكومت درخواست حق توافق را كرديم بعضي از
برادران متوجه اين امر نشده اند كه چرا ما بر سر بند «ج» ماده 61 پافشاري كردهايم.
در حقيقت به خاطر كردها نبوده، زيرا حقوق كردها در نظر گرفته شده است ما به آن
شكلي كه موضوع را مطرح كرديم، با تصويب فدراليسم براي مردم كردها مخالفتي
نكرديم. حتي از جانب اسلامگرايان هم اين كار انجام نشد به خاطر ثبت در تاريخ
ميگويم كه جمله فدرالي بر اساس بنيان جغرافي (نژادي) پيشنهاد استاد دكتر محسن
عبدالحميد، دبير كل حزب اسلامي عراق بود. اين جمله به اتفاق آراء مورد قبول
واقع شد. در اينجا، ما بر اصولي اصرار داريم كه به آن اصول توافقي گفته ميشود.
ماده مذكور، اين توافق را ايجاد خواهد كرد. توافق بر سر سه تشكل اساسي مردم
عراق كه عبارتند از اعراب شيعه، اعراب سنّي و مردم كردستان عراق ميباشد. من
تكرار ميكنم و ميگويم: مردم كردستان عراق، و نه مردم كرد. اين سه تشكل، لازم
است كه در بين خود بر سر شكل جديد عراق به توافق برسند و با هم كنار بيايند.
عراق به كلي فرو پاشيده است، پس در صورتي كه اين سه تشكل با هم به توافق
نرسند، بنياد عراق جديد گذاشته نخواهد شد و وحدت ملي حقيقي به دست نخواهند
آمد، زيرا بايد رضايت هر سه طرف بر آورده شود. بدون شك در آن شكلي هم كه مايه رضايت
همه باشد، تواضع در برابر همديگر، ستون مشترك براي همه خواهد بود. نميشود كه
يك طرف تمام خواستههاي خود را به دو طرف مقابل تحميل كند، مادامي كه بخواهيم
در چارچوب يك دولت واحد زندگي كنيم.
بدون شك من از كساني هستم كه درخواست وحدت ايدهآل يا فدراليسم را دارم.
عدهاي از جوانان اين دوره و زمانه هستند كه بيش از اين را ميخواهند. بدون شك
من حق آزادي و انتخاب براي چيزي كه آنها خواستارش هستند احترام ميگذارم، اما
خواهش ميكنم كه مواظب شرايط و اوضاع و احوال بينالمللي و داخلي و جغرافيايي
باشند و متوجه شوند كه از آنجايي كه سياست از جنس علم است و منظور از آن تجزيه
و تحليل نقشهها و برنامهها و انتخاب راه درست براي رسيدن به هدف است، لذا
لازم است از راه ممارست و تمرين بر سر مسايل ممكن وارد شوند و نه اينكه ممارست
و كوشش در راه آرزوها. پس، لازم است كه در اينجا، ميان آرزوها و ممكنها، فرق
و تفاوت قايل شويم. شرايط كنوني عراق، خطرناك است، زيرا خيليها از تجارب عراق
وحشت دارند. دولتهاي ديكتاتور كه فاقد پارلمان آزاد و حزب و مطبوعات آزادند،
از تجربه عراق ميترسند. همچنان كه برخي از برادران شيعه نگرانند. عدهاي از
كردها ميترسند، عدهاي از باقيماندههاي رژيم بعث ميترسند. در ميان شبكههاي
خبر رساني عربي نيز، كساني وجود دارند كه نقش بسيار مخربي دارند. من خيلي كم
به تلويزيون نگاه ميكنم. چندين پيش به صورت اتفاقي، تلويزيون نگاه ميكردم،
در يك گفتوگوي تلويزيوني، يك نويسنده مصري ميگفت كه در كردستان عراق، 150
هزار نفر يهودي اسراييلي سكونت دارند، مطمئنم نگفت كردستان عراق، گفت در شمال
عراق، زمينها را خريداري ميكنند، تشكيلات ايجاد ميكنند و كارگاه تأسيس ميكنند.
گفت، 150 هزار نفر! حتي دروغشان به كلّي بيپايه و اساس بود. اگر ايشان ميگفت
150 نفر يا 15 نفر، هيچ اشكالي نداشت، اما به راستي 150 هزار نفر را چگونه ميتوان
در شمال كردستان، مخفي كرد؟!
با اين شيوهها جملات ناجوانمردانه و بياساس را به ما وارد ميكنند در
حقيقت ما نياز داريم به يك اطلاعرساني صحيح، تا اين گونه مسائل را شفاف و
روشن كنيم.
منبع: روزنامه كردستان نو
ترجمه: احمد غفاري
|