سپهر دانش
sepehrdanesh@mail.com
1ـ همانگونه كه
پيشبيني ميشد، پس از اعلام پايان تهاجم آمريكا به عراق، «سوريه» كانون توجه
راستهاي افراطي و جنگطلب ايالات متحده قرار گرفت به گونهاي كه آنها در
اقدامي عجولانه سخن از عمليات نظامي عليه اين كشور به ميان آوردند.
گرچه برخورد شديد
و مستقيم نيروهاي نظامي آمريكا، تئوري پيشنهادي بازهاي پنتاگون بود اما شرايط
پيش آمده در عراق و انبوه گرفتاري آمريكاييها در اين كشور تحت اشغال، به هيچ
وجه اجازه چنين حملهاي را نميداد.
اسراييليها
مدتها بود كه در آرزوي چنين تهاجمي بودند و لابي صهيونيستي در آمريكا ميكوشيد
تا طرح حمله به سوريه توسط قواي آمريكايي را به جريان اندازد اما آينده بوش و
انتخابات پيش رو مانع دست زدن به اين ريسك خطرناك است.
2 ـ از ابتداي
پيروزي انقلاب اسلامي ايران و احياي حركت بيدارگري اسلامي توسط امام (ره)، رژيم
اشغالگر قدس ضمن آنكه بزرگترين و مهمترين پشتيبان خود در منطقه (يعني رژيم
پهلوي) را از دست داد، با دشمني قوي كه توان انرژيبخشي، به حركت درآوردن و جهت
دادن به مبارران را دارد، روبرو شد.
3 ـ صدام نه از
روي عقيده كه به منظور دستيابي به آرزوي ديرينهاش مبني بر سروري جهان عرب،
پيشقراولي حمايت از حقوق عربها و بهرهبرداري از احساسات ناسيوناليسم عربي،
مدعي دشمني با اسراييل بود. از اين روي، رژيم اشغالگر قدس اولين حامي و
مهمترين محرك حمله است.
4 ـ اسراييل از
ديرباز روابط ويژهاي با تركيه داشته و در عين حالي كه داراي مناسبات مختلف
سياسي، نظامي و اقتصادي با آنها بوده است اما هميشه سعي ميكرده با تحريك و
تجهيز برخي گروههاي معارض تركيه (خصوصا «پ.ك.ك»)، آلترناتيوي براي آنها
بتراشد.
âââ
اكنون به نظر
ميرسد مقامات اسراييل، چاره تمامي موارد بالا را در پيگيري و تسريع تئوري
ديرينه استراتژيستهاي صهيونيست مبني بر ايجاد «كشور كردستان» يافتهاند. چهار
كشور سوريه، ايران، عراق و تركيه داراي جمعيت قابل توجه كرد هستند كه هميشه
نجواهاي مشكوك ناسيوناليسم كردي و جداييطلبي از آنجاها به گوش رسيده و هر كدام
از اين كشورها در مقطعي، داراي مشكل جدي با جامعه اكراد خويش بودهاند و اكنون
نيز در بحث امنيت ملي، بديهي است نتيجه مطلوب براي اسراييليها ايجاد چنين كشور
مجعولي است كه ميتواند به بهترين متحد و عمله صهيونيستها تبديل شود اما در
صورت عملي نشدن اين آرزو، حضور نيروهاي اطلاعاتي اسراييل در ميان كردها و
مشاركت گسترده اكراد در پيگيري پروژههاي رژيم اشغالگر، اسراييليها كوشيدهاند
تا با حضوري قوي در منطقه كردنشين عراق كه به كمك آمريكاييها مقدور گرديده،
توطئههاي فتنهانگيز خويش را يك به يك دنبال نمايند. آنها اكنون در تلاشند تا
با تحريك گروههاي كرد عراق، طرحهايي همچون خارج ساختن اعراب و تركمنها از
كركوك را پياده سازدند. گرچه اسراييليها به موازات همكاري با احزاب كرد عراق،
به تقويت رابطه با گروههاي كرد سه كشور ديگر خواهند پرداخت اما بسيار محتمل
است كه ابتدا به سراغ كردهاي سوريه رفته و روي آنها سرمايهگذاري نمايند؛ زيرا
هم سوريه اولويت اول آنهاست و هم در حال حاضر حكومت دوم با اكراد مشكل دارد.
بنا بر آنچه گفته
شد، به نظر ميرسد كه ريشه بحران آينده خاورميانه، موضوع
اكراد است و نطفه فتنهاي، در اين منطقه در حال انعقاد است لذا بر تمامي
ارگانهاي سياسي، امنيتي و نظامي جمهوري اسلامي واجب است كه با هوشياري كامل،
تمامي فعل و انفعالات جامعه بزرگ اكراد را زير نظر و بررسي داشته باشد.