كنگره خلق كردستان (پ.ك.ك) انتخابات ايران را تحريم كرد!

  

گفت‌وگو با معاون «پ.ك.ك»

 

عبدالله حجاب يك از معاونان كنگره خلق كردستان (پ.ك.ك) طي گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري MHA به ارزيابي آخرين تحولات صورت گرفته در ايران پرداخت. حجاب با اشاره به اينكه مدت‌هاي طولاني است كه مابين گروههاي ديني كه از محافظين اصلي انقلاب به شمار مي‌روند، اختلافات زيادي در مورد انتخابات در ايران به وجود آمده است، تصريح كرد: در اثنايي كه بحث از تغيير رژيم در ايران مطرح مي‌شود، ديناميك‌هاي داخلي بايد فعاليت‌هاي خودشان را تشديد كنند.

 

¬­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­

هر چقدر به زمان انتخابات در ايران نزديك مي‌شويم، وجود بحران سياسي در ايران بيشتر به چشم مي‌خورد، شما اين روند را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

 

¬در ايران سالهاست كه اختلافات زيادي وجود دارد. اختلافات در حال حاضر در دو جبهه يعني بين گروهي كه خود را به عنوان نماينده مردم انتخاب مي‌كنند و گروهي كه در حال حاضر قدرت سياسي را در دست دارند، ادامه دارد.

 

انتخاب شوندگان خود را بعنوان نماينده مردم معرفي ميكنند. طرف ديگر نيز خود را بعنوان صاحبان اصلي انقلاب اسلامي ايران و اينكه در تحولات سياسي حرف آخر را مي‌زنند، مطرح مي‌كنند. اصلاح‌طلبان سياسي كه اقداماتشان را در سال 1997 شروع كرده بودند، بر اين باور هستند كه به روند اصلاح‌طلبي خود در چهارچوب سياسي كشور ادامه دهند. در همين حال تدريجا حاكميت ارگانهاي اداري كم شده و فكر حاكميت انتخاب شوندگان در كشور گسترش پيدا كند.

 

¬­آيا آنهايي كه خواهان تغييرات در ايران هستند، پروژه جدي براي خودشان دارند؟

 

¬ روند تغييرات شروع شده است ولي گروههاي به اصطلاح اصلاح‌طلبان به علت اينكه در اين مورد پروژه‌هايي نداشتند، تلاشهاي خود را در راستاي شعارهاي كلي انجام دادند. از طرفي نيز قوانين موجود در كشور، شوراي نگهبان، رهبران ديني، نيروهاي مسلح به مقابله با اقدامات اصلاح‌طلبان سياسي پرداختند. اين اقدام نيز باعث ممانعت از گسترش قدرتهاي سياسي در ايران شد. ولي تنها در اين رابطه روند تغييرات شروع شده است اين اقدامات در نتيجه كش و قوسهاي مشاجره‌هاي سياسي صورت گرفته بود. اقدامات سودمند نيز بدليل ممانعتهاي مداوم در اين مورد صورت نگرفت. در حال حاضر هر دو جبهه مي‌خواهند راههاي خود را از همديگر جدا كنند. در ايران يا اصلاحات سياسي شروع خواهد شد و در سيستم حكومتي تغييبرات بوجود خواهد آورد، يا اصلاحات سياسي صورت نخواهد گرفت و گروه محافظه‌كار بصورت مؤثر و فعال به اقدامات خود ادامه خواهند داد.

 

¬به نظر شما در حال حاضر در ايران كدام گروهها مؤثر مي‌باشند؟ آيا رژيم مي‌تواند به درخواستهاي تغييرات مردم جواب بدهد؟

 

¬ اكنون گروههاي محافظه‌كار در ايران در حال قوي شدن مي‌باشند. اين گروه از قدرتهاي موجود در دستشان براي از بين بردن قدرت اصلاح‌طلبان استفاده مي‌كنند. فشارهاي صورت گرفته بر جامعه باعث قدرتمند شدن محافظه‌كاران شده است ولي مردم طرفدار اصلاح‌طلبان نيز مي‌باشند. مردم خواهان انجام اصلاحات در چهارچوب رژيم موجود در كشور مي‌باشند. گروه محافظه‌كار نيز مخالف اين گونه اصلاحات مي‌باشند.

 

در حال حاضر در ايران اين مشكل اساسي وجود دارد كه آيا رژيم به درخواستهاي تغييرات جواب مثبت خواهد داد يا نه؟ اگر رژيم جواب مثبت در اين مورد بدهد آنوقت براي مطرح شدن تغييرات در سيستم چه اجرائياتي شروع خواهد شد. در چهارچوب قوانين كلي و در چارچوب موضوعات سياسي روزانه، چه نوع تغييرات صورت خواهد گرفت؟ آيا در مكانيزم حكومت كشور تغييرات مي‌تواند صورت گيرد؟ همانگونه كه در ابتداي صحبتهايم بيان داشتم، بعضي از افراد هستند كه در يك وضعيت كلاسيك حاكميت خود را انجام مي‌دهند كه اينگونه افراد نيز مخالف اصلاحات مي‌باشند. زيرا اگر تغييرات در سيستم اينها نيز صورت بگيرد، اصلاحات تمام رژيم را نيز فرا خواهد گرفت.

 

¬در پارلمان ايران موضوع استعفاها نيز مطرح شد. به نظر شما اين تحولات چگونه مي‌تواند صورت گيرد؟

 

¬ بحث مربوط به استعفاها در ايران براي اولين بار از سوي محمد خاتمي  (رييس‌جمهور ايران) مطرح شد. خاتمي خطاب به موضوع تهديد استعفاي 28 استان اعلام داشت، بمانيد، يا با همديگر در اين مورد موفق خواهيم شد، يا به اتفاق هم كنار خواهيم رفت. اولين اشاره خاتمي بدين شكل بود. در آن روزها بعضي از آژانسهاي خبري به موضوع تهديد استعفاي خاتمي نيز اشاره كرده بودند. خاتمي نيز ضمن تكذيب اخبار موجود در اين رابطه اعلام كرد: ما براي پايان دادن به كارمان با همديگر حركت خواهيم كرد. ولي به همين خاطر مسئله استعفاها از جمله تحولات جدي است كه در اين اواخر در حكومت اسلامي ايران صورت گرفته است. كه اين اهميت و جديت درخواستهاي اصلاحات را نشان مي‌دهد.

 

مشخص نيست كه سيستم حكومتي چه واكنشي را در مقابل اين اقدامات نشان خواهد داد. در صورتيكه رژيم با خطر روبه رو شود، آنوقت آيت اله خامنه اي رهبر ديني ايران وارد كار مي‌شود. اگر مسئله استعفاها ادامه يابد احتمالا آيت‌الله خامنه‌اي در اين مورد نيز دست بكار شده و كنترل جريان را در دست بگيرد. قوانين ايران در اين گونه موارد به رهبر ديني ايران اختيار داده كه مي‌تواند وارد بحران شده و كنترل حادثه را در دست بگيرد. اگر خاتمي نيز استعفا بدهد، مي‌تواند با استعفاي خاتمي مخالفت نمايد. به همين خاطر است كه اين نوع استعفاها را نمي‌توان جدي گرفت. وضعيت موجود ايران بسيار جدي مي‌باشد. زيرا طرفداران اصلاحات و طرفداران محافظه‌كاران براي رژيم ايران بعنوان يك دردسر بزرگ به شمار مي‌روند.

 

¬اگر خاتمي در مقابل مقاومت و فشارهاي محافظه‌كاران استعفا دهد، آنوقت جنگ داخلي مي‌تواند در كشور بوجود آيد، شما اين موضوع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

 

¬ آنوقت ايران وارد يك روند بسيار جدي مي‌شود. اين موضوع را از دو نكته مي‌توان مورد بررسي قرار داد. در حال حاضر سيستم موجود اقتدار در ايران طوري است كه مي‌تواند در مقابل طرفداران اصلاحات قدمهايي را بردارد. اگر اين قدمها به عقب برداشته شود، آنوقت روند به نفع اصلاح‌طلبان خواهد شد. احتمال ديگر اينكه محافظه‌كاران دست به اقدامات يا كودتاي نظامي‌بزنند نيز زياد است[!] اگر كودتاي نظامي‌صورت بگيرد، مخالفان موجود در سيستم له خواهند شد و حاكميت به شكل نظامي‌ در كشور اداره خواهند شد. تحولات موجود در خاورميانه طوري است كه انجام يك كودتاي اين شكلي در حال حاضر مساعد و مناسب ديده نمي‌شود. با اين وضعيت روند شروع شده در ايران، نكات تاريكي بسياري را روشن خواهد كرد. رژيم يا در مقابل طرفداران تغييرات عقب نشيني خواهد كرد يا با مردم به شدت برخورد خواهد كرد. ولي در حال حاضر افكار عمومي‌جهان و نيروهاي موجود در منطقه نمي‌گذارند كه كودتاي نظامي‌در ايران صورت گيرد. ايران در حال انتخاب يكي از اين راهها براي خودش مي‌باشد.

 

­¬در ايران محافظه‌كاران تا چه حد قدرتمند مي‌باشند؟

 

¬ بسيار قدرتمند مي‌باشند. تمامي ‌نيروهاي مسلح در ايران در دست اين گروه مي‌باشد. نظاميان و مطبوعات بطور كامل تحت كنترل ملاها مي‌باشند. همه ستادهاي حقوقي نيز به همين ترتيب.

 

از طرفي در مقابل مجلس نيز شوراي نگهبان قرار دارد كه تمامي‌تصميمات مجلس بايد از طريق همين شورا به مرحله اجرا درآيد. يعني مكانيزمهاي كشور در دست محافظه‌كاران مي‌باشد. از اين جهت محافظه‌كاران در ايران از قدرت بيشتري برخوردار مي‌باشند. اما در مقابل جاي خوشحالي ديگر نيز وجود دارد، زيرا به اندازه به هيچ يك از زمانها مجمع محافظه‌كاران از قدرت كافي برخوردار نبوده است. انتخابات شوراهاي اسلامي كه حدودا 2 سال قبل برگزار شد بصورت آشكار مشخص كننده اين وضعيت مي‌باشد. در اين انتخابات تنها 24 درصد از مردم شركت كردند. 76 درصد مردم بدلايلي در انتخابات شركت نكردند. از طرفي 60 درصد از افراد شركت كننده به اصلاح‌طلبان و 40 درصد از شركت كنندگان به محافظه‌كاران راي دادند. اگر وضعيت را با توجه به اين نتايج مورد ارزيابي قرار دهيم، مي‌بينيم كه 10 درصد از مردم طرفدار محافظه‌كاران مي‌باشند. 90 درصد از مردم بطور قاطع از آنها حمايت نمي‌كنند. پس با اين وضعيت ديده مي‌شود كه محافظه‌كاران از قدرت كافي برخوردار نمي‌باشند. ولي مكانيزمهاي محافظت از نيروها در دست محافظه‌كاران مي‌باشد.

 

¬در گذشته حركات دانشجويي در ايران نيز وجود داشته است، در حال حاضر نيز حركت‌هاي سياسي در ايران به چشم مي‌خورد. در اين چنين حركت‌ها، نقش فاكتورهاي خارجي چه مي‌تواند باشد؟

 

¬ حركاتي كه امروز در ايران در حال شكل گرفتن است با حركاتي كه دانشجويان آن را شروع كرده بودند، فرقهاي بسياري دارد. حركتهاي دانشجويي از دانشگاهها شروع شد. بعد از چهار سال نيز حركتهاي دانشجويي در مقابل اصلاحات صورت گرفته در دانشگاهها نيز مجددا گسترش يافت. در حركت‌هاي دانشجويان درخواست‌هاي سياسي نيز وجود داشت، ولي زياد گسترده نبود. در حال حاضر سياستمداران مي‌خواهند همان حركات دانشجويي را شروع كنند. مي‌توان گفت كه اولين حركات شروع شده، همان حركات مردمي‌مي‌باشد. اينها نيز همزمان يك بخشي از سيستم مي‌باشد.ولي فكر مي‌كنم كه اينها نمي‌خواهند در حال حاضر در اين چهارچوب سياسي حركات خودشان را بر عليه حكومت شروع كنند. نمي‌خواهند كه بطور كامل از سيستم قطع اميد كنند. از طرفي نيروهاي خارجي مي‌خواهند اختلافات در ايران را تشديد نمايند. ولي نه حركات قبلي و نه تحريكات خارجي باعث به نتيجه رسيدن روند تغييرات در ايران مي‌شود. اين اقدامات به عنوان يك نتيجه ايده آل براي جامعه ايران مي‌توان مورد ارزيابي قرار داد.

 

­¬آيا تحولات روزمره صورت گرفته در ايران با مداخله آمريكا در عراق در ارتباط مي‌باشد؟ اين مداخله چگونه مي‌تواند ايران را تحت تاثير قرار دهد؟

 

¬ به نظر من تحولاتي كه در حال حاضر در ايران صورت مي‌گيرد با مداخله آمريكا در عراق هيچ گونه ارتباطي ندارد. مي‌توان اينگونه تحولات را بعنوان تحولات طبيعي مورد ارزيابي قرار داد. مي‌توان گفت كه اگر در يك كشور خاورميانه مداخله صورت گيرد آنوقت تحولات اين كشور به كشورهاي ديگر خاورميانه نيز سرايت خواهد كرد. بعنوان نمونه مي‌توان گفت كه سرنگوني رژيم صدام باعث جرات گرفتن اصلاح‌طلبان در ايران شده است. ولي در حال حاضر تحولات صورت گرفته نتيجه مداخله آمريكا در عراق نبوده، بلكه مي‌توان گفت كه اصلاح‌طلبان از مداخله آمريكا در عراق جسارت پيدا كردند.

 

مداخله آمريكا در عراق از سوي گروه‌هاي ايراني به شكل متفاوت مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. محافظه‌كاران در مورد مداخله آمريكا در عراق اظهار ميدارند كه سرنوشت ما به اين وابسته است و اقدامات آمريكا در عراق يك نوع اشغال مي‌باشد و بايد در مقابل اقدامات آمريكا ايستادگي كنيم. ولي اصلاح‌طلبان در رابطه با مداخله آمريكا در عراق اعلام داشتند كه ما مخالف اشغال عراق نمي‌باشيم. اينها از شروع يك روند جديد، كه باعث شروع تغييرات در كشورشان نيز شود حمايت مي‌كنند. طرفداران تغييرات در ايران بر اين باورند كه به مرحله اجرا در آوردن سياست جديد در عراق تنها مي‌تواند مشكلات فعلي مردمان عراق را حل و فصل نمايد. پس با اين وضعيت ديده مي‌شود كه در سياست ايران 2 سياست متفاوتي در مورد حادثه عراق وجود دارد. از ديدگاه اصلاح‌طلبان اشغال عراق توسط آمريكا مي‌تواند بعضي امكانات را در اين كشور تامين نمايد ولي  محافظه‌كاران بطور كامل مخالف اشغال عراق توسط آمريكا مي‌باشند. زيرا اينها آمريكا را بعنوان يك تهديد براي خودشان مورد ارزيابي قرار مي‌دهند.

 

¬آيا بدنبال تحولات صورت گرفته، موضوع تغيير رژيم در ايران نيز مطرح مي‌شود؟

 

¬ تغييرات تنها با شورشهاي مردمي، اصلاحات قومي، حمايتهاي نيروهاي خارجي و با يك انقلاب مي‌تواند به تحقق برسد. در اين گونه موارد نيز متدهاي گوناگون وجود دارد. در حال حاضر هر چهار فعاليت را نيز مي‌توان هدايت كرد. در حال حاضر در سيستم حكومتي ايران اختلافات و تبعيضات بسياري وجود دارد. اصلاحات داخلي، شورشها، قيامهاي مردمي، با تغييرات داخلي سيستم حكومتي در ارتباط مي‌باشند. اين نيز موبوط مي‌شود به محافظه‌كاران كه چگونه در مقابل تغيبيرات واكنش از خود نشان دهند.

 

¬در اين وضعيت نقش اكراد چگونه خواهد شد؟

 

¬ از سال 1979 تا پايان سال 1990 اكراد به شكل فعال عليه رژيم حكومتي ايران جنگ كردند. ولي اين وضعيت در حال حاضر تغيير پيدا كرده است. به نظر من اكراد در اين وضعيت مي‌توانند بصورت مستقيم با رژيم وارد جنگ شوند. ولي مي‌توانند به عنوان نقش رهبر تغييرات را بازي كنند. اما من از طرف اكراد اعلام مي‌كنم كه اكراد افرادي نيستند كه به راحتي جانشان را از دست بدهند. اكراد ديگر بر عليه رژيم نمي‌خواهد وارد جنگ شوند. بلكه مي‌خواهند از طريق راههاي تغييرات و دمكراتيكي شدن بر رژيم ايران فشار وارد كنند.

 

¬آيا كنگره خلق كردستان در رابطه با اعتراض نسبت به انتخابات ايران واكنشي را انجام خواهد داد؟

 

¬ كنگره خلق كردستان تنها به اعتراض اكتفا نكرده، بلكه خواهان بايكوت كردن انتخابات ايران است. شعار اين حزب اين نيست كه تنها در زمان انتخابات مخالفتها را نسبت به رژيم نشان دهند بلكه از مردم ايران مي‌خواهد كه در انتخابات شركت نكنند. سيستم رژيم به برگزار شدن يك انتخابات آزاد و دمكراتيك در ايران اجازه نمي‌دهد.

 

حتي اگر محافظه‌كاران به شركت اصلاح‌طلبان در انتخابات اجازه دهند، باز در حال حاضر در چارچوب سيستم هيچ گونه تغييراتي نمي‌تواند صورت بگيردو همانطوريكه خود شما نيز پي گيري مي‌كنيد، مجلس دوره ششم چهار سال تلاش كرد، ولي نتوانست تغييرات جدي را در سيستم حكومت ايجاد نمايد. رييس‌جمهور تاكيد مي‌كرد كه اصلاحات در كشور صورت خواهد گرفت ولي در اين مورد هيچ قدمي‌برداشته نشد. در داخل كشور نسبت به بعضي از سيستمها مخالتفهايي صورت گرفت. خاتمي رييس‌جمهور ايران نيز مخالفت خود را نسبت به اين اقدامات نشان داد. حتي وي اعتراضات خود را نسبت به اين موضوع نشان داد و گفت اين اقدامات در خارج از حوزه استحفاظي من صورت گرفته است. در پارلمان نيز هيچ گونه تغييراتي صورت نگرفت. به همين خاطر ما از مردم ايران مي‌خواهيم كه انتخابات را بايكوت نمايند. مردم ايران با فشار به حكومت اين كشور مي‌توانند قوانين انتخاباتي را تغيير داده تا انتخابات آزاد در ايران برگزار شود. كنگره خلق كردستان نيز دنبال اين روند مي‌باشد. ولي در حال حاضر اصلا امكان ندارد كه انتخابات آينده بصورت آزاد برگزار شود. بخاطر اينكه نمايندگاني كه در اين انتخابات به مجلس راه خواهند يافت نخواهند توانست وضعيت رژيم ايران را تغيير دهند و در نتيجه خواهان بايكوت كردن اين انتخابات هستيم.

 

¬تحولات سياسي صورت گرفته در ايران، چگونه مي‌تواند سوريه و تركيه را نيز تحت تاثير قرار دهد؟

 

¬ در حال حاضر تحولات صورت گرفته در عراق تاثير خود را به اطراف نشان مي‌دهد. تحولات صورت گرفته در ايران، تركيه را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد. تغييرات احتمالي صورت گرفته در ايران بسرعت سوريه را نيز تغيير خواهد داد. زيرا سيستم موجود در سوريه طوري است كه اين سيستم نمي‌تواند در مقابل تغييرات مقاومت از خود نشان دهد. تغييرات صورت گرفته در ايران كل خاورميانه را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد. زيرا ايران داراي اجتماع چند بعدي بوده و نزديك به 10 نوع جمعيت قوم و نژاد در اين كشور زندگي مي‌كند. حداقل 6 قوميت در ايران زندگي مي‌كنند كه عبارتند از فارس، كرد ، آذري ، عرب، تركمن و بلوچ.

 

از طرفي بعضي از قومهاي اقليت نيز در ايران زندگي مي‌كنند. اكراد در تركيه و سوريه نيز زندگي مي‌كنند. بلوچها در ايران، افغانستان و پاكستان زندگي مي‌كنند. تركمنها در ايران و تركمنستان زندگي مي‌كنند. عربها در ايران و عراق و ديگر كشورها حضور دارند. آذريها هم در ايران و هم در كشور آذربايجان زندگي مي‌كنند. پس با اين دليل هر تغييري كه در ايران روي دهد، آنوقت اين تغيير و تحولات بصورت طبيعي كشورهاي ديگر را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد. با وجود چنين تاثيراتي اصلا امكان ندارد كه تركيه مقابل اين تغييرات مقاومت از خود نشان دهد. تركيه مجبور است كه براي تجزيه نشدن روند دمكراتيكي را در بنيه خود توسعه دهد. بر عكس تغييرات صورت گرفته در تركيه ايران را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد.

 

منبع: سايت خبري پ.ك.ك

 

ترجمه: احمد غفاري

 

 

 

 

[Mediya 2000 - 2004 © Copyright]