|
|
آقای دكترپيترپيلچ ، عضو
شورای امنيت ملی دولت اتريش، نماينده پارلمان و عضو مركزيت حزب سبزها كه پروندهی
ترور – جاسوسی دكتر قاسملو، عبدالله قادری را مطالعه كرده، دست اندركاران رسمی
جمهوری اسلامی در بالاترين سطوح را به امريت ترورها و آقای اكبر ولايتی وزير
خارجه را به ترتيب دادن مقدمات اجرای
ترور و رهايی تروريست ها از زندان اتريشيها معرفی ميكند. وزارت خارجه دولت آقای
رفسنجانی پس از انجام ترور دكتر قاسملو و همكارش وظيفه دفاع از تروريست ها را
عهدهدار گشت. حسن ايوب زاده پنجشنبه ٢١ اسفند ١٣٨٢ –
١١ مارس ٢٠٠۴ آقای بهنود در نوشتهای زير عنوان «دچار شكست
عجيبی شدند و خود ميدانند» اگاهانه تلاش ميكند حكم محكوميت صادره از دادگاه
ميكونوس درمورد اقای رفسنجانی و فرماندهان تاريكخانه ترور را ناديده بگيرد و
''سردار سازندگي'' را از هزاران اتهام امريت و مشاركت در اقدام به ترور مخالفين
سياسی در داخل و خارج از ايران مبرا بداند و از وی اعادهی حيثيت بكند. ايشان
مدعی است كه ترور دكتر قاسملو رهبر حزب دمكرات كوردستان در شهر وين و شاپور
بختيار اخرين نخست وزير شاه توسط "گروههای راديكال حاكميت" بی نام و
نشان انجام گرفته است. نوشتهی آقای بهنود، برخلاف اسناد و مداركی است كه تاكنون
به دلايل و ملاحظات سياسی - تجاری در بايگانيهای
دولتهای اتريش، فرانسه و ايران مكتوم نگهداشته شدهاند.
در اينمورد برای اگاهی اقای بهنود تنها به مورد ترور – جاسوسی دكتر عبدالرحمان
قاسملو در شهر وين كه نمونهای از رفتار ادمخواران اخوندی است و جزئيات ان كاملا اشكار گرديده است اشاره ميگردد. اينكه به جای ترور از
اصطلاح ترور – جاسوسی استفاده ميشود،
به اين علت است كه در ترور، نابود شونده ناشناس است، بين او و تروريست پيوندی
قبلی برقرار نبوده، قربانی حكم شيئ يا شمارهای دارد كه بايد نابود گردد. ليكن در ترور – جاسوسي، قربانی برای تروريست يا
تروريستها كاملا شناخته شده است، روزها يا ماهها زير مراقبت بوده، در مورد وی
اگاهی كسب كرده، احيانا از نزديك همديگر رامی شناختهاند. دكتر عبدالرحمان
قاسملو و عبدالله قادری به دستور اقای
رفسنجانی در پشت ميز به ظاهر گفتگو توسط بزرگيان، اجوادی و صحرارودی نمايندگان
اقای رفسنجانی ترور گرديدند. آقای رفسنجانی از
اشخاص زير: بن بلا – رئيس جمهور
اسبق الجزاير، آقای جلال طالبانی و (فاضل مصطفی رسول) رابط و معتمد دستگاه
اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای بدام انداختن دكتر قاسملو سوء استفاده كرد. مشروح جريان ترور دكتر قاسملو را
اقای پيتر پيلچ به زبان المانی در كتابEskort nach
Teheran نگاشته است لطفا در اينمورد به
كتاب نامبرده مراجعه فرماييد. آقای دكترپيترپيلچ ،
عضو شورای امنيت ملی دولت اتريش، نماينده پارلمان و و عضو مركزيت حزب سبزها كه
پروندهی ترور – جاسوسی دكتر قاسملو، عبدالله قادری را مطالعه كرده، دست
اندركاران رسمی جمهوری اسلامی در بالاترين سطوح را به امريت ترورها و آقای اكبر
ولايتی وزير خارجه را به ترتيب دادن مقدمات اجرای ترور و رهايی تروريست ها از
زندان اتريشيها معرفی ميكند. وزارت خارجه دولت آقای رفسنجانی پس از انجام ترور
دكتر قاسملو و همكارش وظيفه دفاع از تروريست ها را عهدهدار گشت. بر اساس داده
ها دو نفر از تروريستها دارای پاسپورت ديپلماتيك بودهاند. سفارت ايران در اتريش
برای رد گم كردن و انحراف پرونده از مسير دادرسی انواع تهديد، شانتاژ وعده و
وعيد و دسيسهچينی عليه دستاندركاران دولت اتريش را به كار ميگرفته است. اينكه آقای بهنود
''خيرخواهی'' های شخصياش را به سردار سازندگی يعنی شخص اكبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی
تقديم كند، امريست شخصی و كسی را بر ان ايرادی نخواهد بود. ليكن سعی آقای بهنود
''خير انديش'' در توجيه چهرهی تروريستی كه حكم به محكوميت وی از سوی دادگاهی
منصف در المان صادر گرديده، نوعی حراج وجدان روزنامه نگاری تلقی ميگردد. جنايات ارتكابی سازمان
يافتهی دولتی آقای رفسنجانی مقولهای زدودنی نيست. آقای بهنود نه ميتواند و نه
صلاحيت انرا دارد در مقام داوری بنشيند و حكم به برائت متهمين به ارتكاب جنايات
بشری بدهد. دادن ادرس غلط گروههای «راديكال» در مقالهی آقای
بهنود بدون نام بردن كس و يا كسانی از ان گروهها، نوعی همسويی و همدلی با
مرتكبين شناخته شده و قلب واقعيت بوده است كه اين خود بنيان سست ادعای آقای
بهنود را به روشنی نشان ميدهد. تبليغ برای بری دانستن آقای رفسنجانی از ترور
مخالفين از سوی آقای بهنود در چهار چوب ازادی بيان هم جای نميگيرد، چرا كه اعلام
برائت وی از ترور هزاران مرد و زن ايرانی منوط به صدور حكم محكمه صالحه است.
آقای بهنود تجاهل العارفين كرده، گويا نميداند كه زرافشان و گنجی چرا و به چه
اتهامی هنوز در زندانند و يا دادگاه ميكونوس در مورد چه كسانی و به چه اتهامی
رسيدگی كرده است و يا آقای رفسنجانی چه نقشی را در ادارهی ''کميتهی
ترور" ايفا ميكرده است. اگر اين
اقدام آقای بهنود در قوانين جزايی اسلام، جرم
مباشرت در ياری رساندن به مجرم برای فرار از تحمل مجازات، مباشرت در
تشويش افكار عمومی، جعل ادعای واهی به منظور بی اعتبار كردن حكم محكوميت دولت
رفسنجانی و مجموعهی حاكميت جمهوری اسلامی در دادگاه ميكونوس و يا همكاری در
اقدام و شروع به ارتكاب جرمی جنايی تلقی نگردد، اينكار خود خاك پاشيدن به چهرهی
هزاران خانوادهی شهيدی است كه بر اساس توطئههای دولت رفسنجانی در جبهههای جنگ
عراق و در جنگ عليه كردستان كشته شدند. كاش آقای بهنود به اقارير دست اندركاران
جمهوری اسلامی و همكاران مطبوعاتی خود در پيوند با پافشاری در ادامهی جنگ توسط
رفسنجانی و باندش پس از بازپس گيری خرمشهر از نيروهای صدام و اصرار بر ادامهی
جنگ عليه كردستان اندك توجهی ميكردند. ادعای آقای بهنود ورود در امريست كه از وظايف دادسراها
و دادگاههای مردميست. انكار دلايل استنادی و كان لم يكن انگاشتن حكم محكوميت
جنايتكاران در دادگاه ميكونوس كه در نوع خود و در تمام زندگی بشری بيمانند بوده،
از يكسو نوعی بی پرنسيپی در كار روزنامه نگاريست و از سوی ديگر، ياری رساندن به
محكومين و متجاسرينی است كه برای ارتكاب
جنايت از هر وسيلهای استفاده ميكنند. آقای پيتر پيلچ در
كتاب «اسكورت به سوی تهران» كه به زبان المانی منتشر كرده است، جزئيات ترور-
جاسوسی دكتر قاسملو و همكارش عبدالله قادری و رابط جمهوری اسلامي (فاضل رسول) و
چگونگی ترتيب ملاقات نمايندگان آقای رفسنجانی (محمد جعفری صحرارودی و مصطفی اجوادی و بزرگيان) با نمايندگان حزب دمكرات
كه با ميانجيگری آقای جلال طالبانی و بنبلا، رئيس جمهور اسبق الجزاير صورت گرفته بود برملا ميسازد. اگر آقای بهنود جدای از اين حقايق دلايل و
مستنداتی دارد كه ''گروههای راديكال'' امرين و عوامل ترور همهی سالهای سياه
جمهوری مرگ و خون هستند بايد اسامی انها را نيز منتشر كرده به مردم معرفی كند. از كليهی مدارك و
شهود و اقارير عوامل ترور در دادگاهها و در جريان تحقيق چنين امری مستفاد نميگردد كه آقايان (رفسنجاني، خامنهيي،
فلاحيان و ولايتي) در راهاندازی دستگاه ترور در ردهی دوم قرار گرفته باشند.
اگر جز اين بود لازم ميامد كه آقای بهنود لب به سخن بگشايد و حقايق مربوط به
گروههای راديكال را برملا سازد. بنا بر اين ُتفاصيل لازم است كه آقای بهنود برای
دفاع از ادعای ناوارد خود و احتراز از متهم نشدن به دروغگويی و قلب واقعيات و سبكبار كردن متهمين به جنايات بشری اسامی
مرتكبين و دست اندركاران ترور دكتر شاپور بختيار و ترور – جاسوسی دكتر قاسملو و
عبدالله قادری را مستندا به اگاهی عموم برساند. گشايش باب گفتگو و
ترتيب ملاقات نمايندگان جمهوری اسلامی (آقای رفسنجاني) با نمايندگان حزب دمكرات
بنحوی كه در كتاب آقای پيلچ امده است بنا به پيشنهاد آقای جلال طالبانی و دلالی
بنبلا رئيس جمهور اسبق الجزاير و موافقت آقای رفسنجانی صورت گرفته بود. نقش
آقای علی اكبر ولايتی به عنوان هماهنگ كنندهی اعمال تروريستی و دادن پوشش سياسی
به تروريستها در جريان تحقيقات كاملا محرز بوده است. اعمال فشار ديپلماتيك و
دادن رشوه و قول و قرارها برای برقراری روابط تنگاتنگ اقتصادی با دولتمردان
كجدست صحنهی سياسی وقت اتريش و افشای قرارداد نۆريكۆم و رشوهی 5 مليون دلاری و
مرگ مشكوك سفير اتريش در يونان اسرار مگويی هستند كه نياز به فضای مناسبی
دارد تا از سوی ازاديخواهانی همچون دكتر پيلچ
به اگاهی عموم رسانده شوند. انتساب ترورهای ارتكابی از سوی آقای بهنود به گروههای راديكاڵ
بدون ذكر نام رهبری ان گروهها با توجه به گزارشات آقای فلاحيان در برنامههای
تلويزيونی تهی از واقعيت است. كاش آقای بهنود در اين مورد از حافظهی تاريخی خود استفاده ميكردند و اقارير و
گزارشات و مصاحبهی تلويزيونی آقای فلاحيان در ارتباط با ترور رهبر حزب دمكرات و
شمار زيادی از كردها در خارج از ايران را فراموش نميكردند. آقای بهنود بايد از تصدی ايت الله فلاحيان بر وزارت اطلاعات و
امنيت در زمان رياست جمهوری آقای رفسنجانی اگاه بوده بتوانند با استعانت از خداوند متعال و ياری
دوستان در سيما و صدای جمهوری اسلامی كپی تصوير و صدای ايشان را در ارتباط با گزارش اعمال تروريستی
دولت آقای رفسنجانی عليه فعالين سياسی اپوزيسيون و ترور عليه حزب دمكرات را دريافت، رويت و استماع بفرمايند. وجود مدارك و دلايل غيرقابل انكار ارتكاب ترور- جاسوسی آقای دكتر
قاسملو از سوی دولت رفسنجانی كه دستگاه پليس دولت اتريش و كميتهی حقيقت ياب به
سرپرستی دكتر پيتر پيلچ عضو شورای امنيت ملی و عضو پارلمان اتريش و همكارش رودی
در حزب سبزها جمع اوری گرديده جايی برای كتمان واقعيت و تلاش برای رد گم كردن و
خارج كردن آقايان رفسنجانی، خامنهيی و ولايتی، سفير وقت جمهوری اسلامی از
مشاركت و امريت در ترور باقی نگداشته است. بيگمان تلاش آقای بهنود در اين راستا با ناكامی مواجه است. شايد عدم اشنايی آقای بهنود به زبان المانی موجب گرديده كه ايشان از وجود
كتاب «اسكورت به سوی تهران» و متن المانی حكم دادگاه ميكونوس كه دلايل انتساب اتهام
امريت در ارتكاب ترور - جاسوسی به شخصيت های مورد علاقه آقای بهنود، يعنی
اقايان رفسنجاني، فلاحيان، ولايتی را مدلل ميدارد اطلاعی نداشته و موجب بيخبری
آقای بهنود شده باشد. از انجاييكه نوشته آقای بهنود در پيوند با يكی از مخوفترين پديده در جامعهی
بشری يعنی ترور و نيز مقدسترين حقوق بشری يعنی ازادی بيان انديشه و رهايی
انسانيست، من بازگو كردن واقعيتهائی را
لازم دانستم كه مشخصا به رد ادعاهای آقای بهنود در پێوند با ترور دكتر
قاسملو توسط باند رفسنجانی ميپردازد. با
علم به اينكه ارشاد آقای بهنود به نگهداشتن حريم صداقت و حرمت قلم
و بكار نگرفتنش در خدمت ترور و تروريستها
نه كار من است.
|
|
|
[Mediya 2000 - 2004 © Copyright] |