بهاءالدين ادب ـ نماينده سنندج: ضرب المثل هاي زبان
فارسي گنجينه اي گرانبهاست. مثل معروف «به مرگ بگيريد كه به تب، راضي شود» وصف
الحال امروز و مبناي سياست و استراتژي كساني است كه اكثريت ملت را عوام مي
دانند. اين كسان كه فكر مي كنند قيم ملت هستند، ابتدا به كلي منكر حقي براي ملت
مي شوند. يعني «به مرگ مي گيرند»، پس از آنكه به مرگ گرفتند و همه را وادار، به
انواع عكس العمل ها نمودند، بخش ناچيزي از تصميمات خود را، بعضاً اصلاح مي
كنند. به عبارت بهتر، ملت و پيگيري كنندگان و مدافعان حقوق ملت را به «تب كردن
راضي» مي نمايند.
آنچه امروز در عرصه انتخابات اتفاق افتاده مبين
سياست «مرگ و تب» است و معلوم نيست عده اي برابر كدام قانون مختار هستند، حق
انتخاب كردن ملت و حق انتخاب شدن شهروندان كشور را، از آنها بگيرند!؟ سئوال اين
است آيا اين عده كه، در مورد صلاحيت و عدم صلاحيت داوطلبان اظهارنظر مي كنند،
خود، داراي صلاحيت هستند؟ چه كساني صلاحيت ايشان را تاييد و اعلام كرده اند؟ چه
خوبست حداقل يك نظرسنجي بشود تا معلوم گردد، چند درصد از مردم اصولاً اين افراد
را مي شناسند؟ اگر ملت صاحب اصلي حق است، اگر ملت ولي نعمت مسئولان است، اگر
ناديده گرفتن حقوق ملت، كه حق الناس است، گناه است! و تا صاحب حق آنرا نبخشد،
خدا، از تقصير ناقض حقوق ملت نخواهد گذشت! اگر جمهوري ما، اسلامي است و اگر
همه اسلام را قبول دارند، بياييد و پيشنهاد بالا، را عملي كنيد.
جا دارد از خود سئوال كنيم كه انقلاب كرديم، تا اين
صحنه ها را بر روي صحنه نمايش براي ملت بياوريم؟ انقلاب كرديم كه به جاي خداي
ملت نشسته، مسلمان و غير مسلمان و اهل بهشت و دوزخ را، قبل از روز محشر و داوري
دادار، ما، تعيين كنيم!؟ انقلاب كرديم كه عزت و كرامت انسان ها را، از ايشان
بستانيم؟ انقلاب كرديم كه لئيم پروري كنيم و هركس را، كه صريح و حق طلب است، از
صحنه بيرون كنيم؟ به راستي بايد گفت دست مريزاد، خوب كاشتيد و خوش درخشيديد،
منتظر باشيد كه ثمرات كاشت خود را برداشت و نتيجه درخشش خيره كننده تان را،
ملاحظه فرمائيد. فعلاً تا همين مقطع ثمره اين اقدامات، سلب اعتماد ملت از شما،
فراهم نمودن امكان سوءاستفاده براي عده اي، برتري سليقه گروهي بر قانون مصوب
و... بوده است. ثمرات مهم تر را، بايد در آينده نه چندان دور ديد و چيد.